صاحب اين حالت سزاوار آن « 1 » است كه صدّيق ناميده شود . و داخل است در صدق تقوا ، و در تقوا ورع ، و در ورع ، عفّت از براى آنكه عفّت عبارت است از امتناع از مقتضاى شهوت و بَس ، پس ثابت شد كه خوف اثر در اعضا مىكند به بازداشتن آنها از معصيت و اقدام نمودن بر طاعت .
فصل [ عمل كردن با امّيد افضل است از عمل كردن با خوف ]
بدان كه عمل كردن با امّيد افضل است از عمل كردن با خوف از براى آنكه نزديكترين مردم به خدا محبوبترين ايشان است به حقّ و محبّت به سبب امّيد غالب مىشود . و از براى اين است كه مرغّبات در رجا و حُسن ظنّ به خدا وارد شده خصوصاً هنگام مردن ، خداى عزّ و جلّ در قرآن مجيد فرموده :
« يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ »
« 2 » يعنى اى بندگان من كه به معصيت كردن ستم بر خود كردهايد ! از رحمت من مأيوس مباشيد « 3 » ، به درستى كه خداى عزّ و جلّ جميع گناهان را خواهد آمرزيد و خدا بسيار آمرزنده و بسيار رحمكننده است . پس اصل مأيوس شدن را حرام گردانيده .
و نيز فرموده :
« إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلى ظُلْمِهِمْ »
« 4 » يعنى به درستى كه خداى عزّ و جلّ صاحب آمرزش است از براى مردمان بر ستمهايى كه به خود كردهاند .
و گروهى را سرزنش كرده و فرموده :
« وَ ذلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنْتُمْ بِرَبِّكُمْ أَرْداكُمْ »
« 5 » يعنى اين گمان بدى بود كه به خدا برده بوديد و اين شما را هلاك كرد .
و نيز فرموده :
« وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَ كُنْتُمْ قَوْماً بُوراً »
« 6 » يعنى گمان بد به خدا برديد و شما جمعى هستيد كه « 7 » هلاك گرديدهايد .
هامش
( 1 ) .m- آن .
( 2 ) . زمر : 53 .
( 3 ) . مباشيد /aنباشيد .
( 4 ) . رعد : 6 .
( 5 ) . فصّلت : 23 .
( 6 ) . فتح : 12 .
( 7 ) .s- كه .