آينده نمودن تضييع اوقات است بدون فايده و و بال غضب الهى باقى خواهد ماند ، بلكه سزاوار آن است كه محبّت خدا غافل سازد وى را از احساس نمودن به الم چنانچه عاشق و حريص را مىباشد . و سزاوار آن است كه علم به بسيارىِ ثوابْ سختى آن را آسان گرداند چنانچه بيمار و تاجر تحمّل سختى حجامت و سفر را مىنمايند « 1 » و امر خود را به خدا وامىگذارند كه خدا عالم است به احوال بندگان .
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمودند كه : حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله هرگز در چيزى كه شده بود نمىگفت : كاشكى غير آن مىشد « 2 » !
فصل [ حب و صبر موجب رضا مىشوند ]
بدان كه هركه اين اعتقاد دارد كه در هر چيزى كه مخالف هَوى باشد و در انواع مصيبتها حالتى به غير از صبر نمىباشد و رضا امرى است كه تصوّر نمىتوان كرد اين اعتقاد از راه انكار محبّت ناشى شده . و هرگاه ثابت شود كه محبّت خدا و تمامى همّت را مستغرق ياد خدا نمودن امرى است ممكن پس مخفى نمىماند كه محبّت مورث رضاست . و اين از دو وجه مىشود :
وجه « 3 » اوّل : آن است كه احساس به الم ننمايد تا آنكه اسباب الم بر وى جارى شود و احساس به آن « 4 » نكند و جراحتى به وى برسد و ادراك الم آن نكند . و مثال آن مرد محارب است كه در حالت غضب يا ترس گاه مىباشد كه زخمى به وى مىرسد و احساس به آن نمىكند و هرگاه خون را مىبيند مطّلع بر زخم مىشود ، بلكه كسى كه به سرعت به امر مهمّى مىرود گاه مىباشد كه خارى به پاى او مىرود و احساس به الم « 5 » آن نمىكند از براى آنكه دلش مشغول به امرى ديگر مىباشد . و هرگاه دل مستغرق
هامش
( 1 ) . مىنمايند /mمىنمايد .
( 2 ) . الكافي 2 : 63 ح 13 . مشكاة الأنوار : 50 .
( 3 ) .m- وجه .
( 4 ) .s- به آن .
( 5 ) . به الم /s aتألّم .