باقى نمىماند مگر مدّت حيات دنيا و حاصل شده است از براى او چيزى كه هميشه بعد از مرگ باقى خواهد بود ، و هركه خسيسى را بدهد و نفيسى « 1 » را « 2 » به عوض بگيرد گنجايش ندارد « 3 » كه غمگين شود از براى فوت شدن خسيسى « 4 » . و سزاوار آن است كه اين باعث را آهسته عادت بدهد بر غالب شدن بر باعث هَوى به تدريج تا لذّت غالب شدن بر آن را بيابد و جرأت به هم رساند و قوّتش در غالب شدن زياده شود ، زيرا كه ملاحظه و ممارست عملهاى شاقّه نمودن قوّتهايى را كه از آن عمل صادر مىشود محكمتر مىنمايد . و هركه خود را عادت دهد بر مخالفت هَوى البته هرگاه كه خواسته باشد بر آن غالب مىشود .
و بدان كه اگر معارضه نمودن با باعث هَوى به تعب و مشقّت باشد او را تَصبُّر مىنامند . و اگر به آسانى باشد او را صبر مىخوانند . و اگر اندك تعبى داشته باشد او را رضا مىگويند . و اگر لذّت از آن برمىدارد او را شكر مىنامند ؛ و لذّت برداشتن به اين مىشود كه از حظهاى نفس غافل شود و خود را به ياد خدا ببندد « 5 » و فرقى ميان لذّت و الم نكند .
باب دوم : در رضا و شكر است
و رضا عبارت است از ترك اعتراض و خشمناكى ، خداى عزّ و جلّ فرموده :
« رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ »
« 6 » يعنى خدا از ايشان راضى است و « 7 » ايشان از خدا راضيند .
و حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله از بعضى از اصحاب سؤال كردند كه : چه حالت داريد ؟
گفتند كه : مؤمنيم . فرمود « 8 » : علامت ايمان شما چيست ؟ گفتند كه : صبر مىكنيم در نزد
هامش
( 1 ) . نفيسى /aنفيس .
( 2 ) .a s- را .
( 3 ) . ندارد /sآن دارد !
( 4 ) . خسيسى /s aخسيس .
( 5 ) . ببندد /aبيند .
( 6 ) . مائده : 119 .
( 7 ) .s- و .
( 8 ) . فرمود /s aفرمودند .