هيئتها شد و همگىِ بلاها « 1 » از وى زائل شد و مصاحب عيسى گرديده با آن حضرت عبادت مىكرد « 2 » .
فصل [ در رضا و اينكه دعا نقيض رضا نيست ]
بدان كه دعا نقيض رضا نيست و همچنين كراهت از معاصى و اهل معصيت داشتن و قطع اسباب معصيت نمودن و سعى در ازالهء آن كردن به امر به معروف و نهى از منكر مخالف رضا نيست . و در اين باب جمعى از اهل بطالت و غرور غلط كردند و گمان كردهاند كه معصيتها و فسقها و كفر از تقديرات الهى است و رضا به آن واجب است ! و اين غلط از راه جهل به تأويل و غفلت از اسرار شرع ناشى شده . و دعا كردن چيزى است كه ما مأمور به آن شدهايم و انبيا و ائمّه سلام اللَّه عليهم با آنكه در اعلى مقامات رضا بودند بسيار دعا مىكردند . و خداى عزّ و جلّ
[ m . b 71 ]
در قرآن مجيد بعضى از بندگان را « 3 » به اين مدح كرده كه :
« يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً »
« 4 » يعنى مىخوانند ما را از راه رغبت به ثواب و ترس از عقاب .
و نيز فرموده :
« ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ »
« 5 » يعنى بخوانيد مرا تا اجابت دعاى شما بكنم .
و امّا انكار معصيت نمودن و كراهت از آن داشتن چيزى است كه خداى عزّ و جلّ بندگان را به آن امر كرده و مذمّت ايشان كرده بر راضى به معصيت بودن چنانچه فرموده :
« رَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ اطْمَأَنُّوا بِها »
« 6 » يعنى راضى به زندگى دنيا شده به آن مطمئن شدهاند .
و نيز فرموده :
« رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ وَ طُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ »
« 7 » يعنى راضى شدهاند
هامش
( 1 ) .a s- بلاها .
( 2 ) . مسكّن الفؤاد : 87 .
( 3 ) .a- را .
( 4 ) . انبياء : 90 .
( 5 ) . غافر : 60 .
( 6 ) . يونس : 7 .
( 7 ) . توبه : 87 .