تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحقائق في محاسن الأخلاق ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
يكى از ايشان تكليف كرده شود كه يك دينار صرف اين بناها نمايد و نام آن در آن موضع ثبت نشود هرآينه بر وى دشوار خواهد بود و طبعش راضى نخواهد شد و حال آنكه خداى عزّ و جلّ مطّلع است بر آن ، خواه نام آن كس ثبت شود يا نشود . و اگر نه كه مرادِ آن كس رضاى مردم است نه رضاى خدا احتياجى به نوشتن اسم نبود ، و بسيار مىباشد كه در همسايگى آن يا در شهر آن « 1 » فقيرى مىباشد و صرف مال به آن مهم‌تر از صرف مساجد و زينت آنها مىباشد امّا يك دينار « 2 » صرف فقير نمىكند . و بعضى از آنها كسى است كه اموال خود را تصدّق به فقرا و مساكين مىكند « 3 » امّا در مجالسى كه جمعيّت باشد و به فقرايى كه عادت ايشان شكرگزارى و افشاى معروف است تصدّق مىكند و كراهت مىدارد از تصدّقى كه در خُفيه باشد و اگر فقيرى پنهان دارد اين را از وى جنايتى « 4 » بر خود و كفران نعمت مىشمرد . و بعضى از آنها كسى است كه حفظ مال و امساك آن مىكند از راه بخلى كه دارد و « 5 » مشغول عبادتهاى بدنى كه محتاج به انفاقى نباشد مىشود ، مثل آنكه روزه مىدارد و نماز شب و ختم قرآن مىكند و گمان مىبرد كه خوب مىكند . و بعضى از آنها كسى است كه تصدّق نمىكند مگر زكات واجب را و بَس ، و زكات را از مالى كه زبون باشد و كسى رغبت به آن
[ m . b 67 ]
نكند ادا مىكند و « 6 » توقّع از فقرا مىدارد كه خدمت او را بكنند و در حاجات او ساعى باشند « 7 » . و گمان مىبرد كه اداى زكات را از براى رضاى خدا كرده . و انواع غرور بسيار است . و در مصباح الشريعة از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده كه فرمودند : مغرور در دنيا مسكين و در آخرت مغبون است از براى
هامش
( 1 ) .s- آن . ( 2 ) .s a+ به . ( 3 ) . مىكند /aنمىكند ! ( 4 ) . جنايتى /aخيانتى . ( 5 ) .a- و . ( 6 ) .m- و . ( 7 ) . باشند /a sباشد .