كردن در جايى كه از شرم و روى مردم ردّ نتواند نمود ضربتى است بر دل « 1 » به تازيانه و « 2 » در پيش خدا فرقى ميانهء « 3 » زدن باطن و زدن ظاهر نيست از براى آنكه باطن نزد خدا ظاهر است . و همچنين اگر عطايى كند به سايلى از ترس زبان او « 4 » يا « 5 » از شرّ بدگويى در نزد ظالمى آن نيز بر آن كس حرام است .
فصل [ در اينكه از مغروران اهل ذكر و اهل تصوّف هستند ]
و از مغروران قوميند كه ايشان را اهل ذكر و اهل تصوّف مىنامند و از براى خود دعواى برائت از ساختگى و تكلّف مىنمايند ، جامههاى پاره پاره مىپوشند و بر دور يكديگر مانند حلقه مىنشينند و ذكرها اختراع مىكنند و به نغمه شعرها مىخوانند و كلمهء توحيد را به آواز بلند مىگويند و راهى به علم و معرفت ندارند و آوازها مانند آواز الاغ مىكنند و رقص مىنمايند و دست مىزنند و خوض در فتنهها مىنمايند و اخذ به بدعتها نموده ترك سنّتها مىكنند و به آواز بلند خدا را مىخوانند و فريادهاى رسوا « 6 » مىكنند . و بعضى از آنها دعواى علم و « 7 » معرفت و « 8 » مشاهدهء معبود و مجاوزت از مقام محمود و ملازمت حقّ در عين شهود مىنمايند ، امّا از اين امور به غير از اسم آنها چيزى ندانسته و سخنانى چند كه معناى محصّلى ندارد به هم بافته « 9 » در نزد احمقان استعمال مىكند « 10 » ، گويا سخن از وحى مىگويد و از آسمان خبر مىدهد . و ملاحظهء اصناف
[ m . b 67 ]
عبّاد و علما را به نظر حقارت مىنمايد و در شأن عابدان
هامش
( 1 ) .a s- ضربتى است بر دل . + و .
( 2 ) .s a- و .
( 3 ) . ميانهء /a sميان .
( 4 ) .s+ را .
( 5 ) . يا /aرا .
( 6 ) . رسوا /s mرسواء !
( 7 ) .m- و .
( 8 ) . و /aبا .
( 9 ) .s a+ و .
( 10 ) . مىكند /s aمىكنند .