تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحقائق في محاسن الأخلاق ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
به صلاح مردم « 1 » در دست هركس كه باشد . و بسيار مىباشد كه متذكّر اين معنا مىشود و باز شيطان او را وانمىگذارد ، بلكه مىگويد : هرگاه مردم به وساطت من مهتدى « 2 » شوند من ثواب خواهم داشت و خوشنودى من از ثواب خداست نه به قول مردم . امّا اين گمانى است كه به خود مىدارد و خداى عزّ و جلّ بر باطن او مطّلع است و غرض او را مىداند . و بعضى مشغول علم كلام و جدل نمودن در رأىها و ردّ بر مخالفان شده و اعتقادش آن است كه عملى بدون « 3 » ايمان نمىباشد و ايمان صحيح نيست مگر به فرا گرفتن جدل متكلّمان و آنچه « 4 » را دليل اعتقادات مىنامند . و گمانش « 5 » اين است « 6 » كه كسى به خدا و صفات خدا عارفتر از اين طايفه نيست و هركه اعتقاد به مذهب اين‌ها نداشته باشد و علم اين‌ها را فرا نگرفته ايمان ندارد ، امّا هر طايفه از اهل جدل مردم را به طريقهء خود دعوت مىكنند و در حديث نبوى وارد شده : هيچ قومى بعد از هدايت گمراه نشده مگر قومى كه طريق جدل را فرا گرفته و « 7 » از عمل محروم شده باشد « 8 » - « 9 » . و بعضى از مغروران مشغول وعظ شده‌اند و بلندمرتبه‌ترين آنها كسى است كه سخن گويد در اخلاق نفس و صفات قلب از خوف و رجا و صبر و شكر
[ m . b 66 ]
و امثال اين‌ها . و گمان مىكند كه هرگاه اين سخنان را بگويد و مردم را به اين‌ها دعوت كند خودش موصوف به اين‌ها خواهد بود و حال آنكه در نزد خدا خالى است از آنها مگر قدر كمى كه عوامّ مسلمانان نيز مىدارند و جماعت زيركان در اين صفات امتحان
هامش
( 1 ) .s- است بايست . . . مردم . ( 2 ) . مهتدى /sمهدى ! ( 3 ) . بدون /mبدان . ( 4 ) .s a+ او . ( 5 ) . گمانش /a sكمالش ! ( 6 ) .a- اين است . ( 7 ) .a s- و . ( 8 ) . باشد /s aباشند . ( 9 ) . مانند آن در منية المريد : 171 . مسند أحمد 5 : 256 . سنن الترمذي 5 : 55 .
الحقائق في محاسن الأخلاق ( فارسى ) — صفحة 284 | الفيض الكاشاني / عبد الله غفرانى / نور الدين محمد بن مرتضى الكاشاني