تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحقائق في محاسن الأخلاق ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
و چون حسد از امور طبيعيّه است چيزى با آن معارضه نمىكند و سببى سواى اقتضاى طبيعت نمىدارد . و هرچه طبيعى است از اصل خود تغيير نمىيابد هرچند معالجهء آن بشود .

فصل [ در معناى حسد ]

معناى « 1 » حسد كراهت داشتن نعمت است بر آن كسى كه حسد بر آن مىبرند و محبّت داشتن به زوال نعمت از آن . و اگر خواهش به زوال نعمتِ او و كراهت از دوام نعمتش نداشته باشد امّا مثل آن نعمت را از براى خود خواهش داشته باشد آن را غبطه و منافسه خوانند « 2 » ، در قرآن مجيد اشاره به خوبىِ آن واقع شده چنانچه فرموده :
« وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ »
« 3 » يعنى و در اين شرابى كه اهل بهشت را مىباشد بايد كه رغبت كنند « 4 » رغبت‌كنندگان . و غبطه‌اى كه مذكور شد اگر در امر دنياست مباح است و اگر در امر « 5 » دين است مستحبّ است . حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمودند : مؤمن غبطه مىدارد و منافق حسد مىبرد « 6 » . و فرمودند : حسد روا نيست مگر در دو چيز : يكى آنكه مردى را خداى عزّ و جلّ مالى عطا فرموده باشد و مسلّط ساخته باشد آن مرد را در انفاق نمودن آن در مصرف حقّ . و دوم مردى را خداى عزّ و جلّ علمى عطا نموده باشد و آن كس عمل به آن علم كند و تعليم مردم نمايد « 7 » . و در اين حديث غبطه را حسد ناميده چنانچه در بعضى مواضع حسد را منافسه ناميده‌اند . و در اين اشعارى است به اينكه هريك به جاى ديگرى استعمال مىشود .
هامش
( 1 ) .s- معناى . ( 2 ) .a s+ و . ( 3 ) . مطفّفين : 26 . ( 4 ) .a s- رغبت كنند . ( 5 ) .m- در امر . ( 6 ) . الكافي 2 : 307 ح 7 از امام صادق عليه السلام . ( 7 ) . مانند آن در منية المريد : 102 . صحيح البخاري 2 : 112 .
الحقائق في محاسن الأخلاق ( فارسى ) — صفحة 171 | الفيض الكاشاني / عبد الله غفرانى / نور الدين محمد بن مرتضى الكاشاني