و در مصباح الشريعة از آن حضرت مروى است كه : صاحب حسد ضرر به خود مىرساند پيش از آنكه ضرر رساند به كسى كه حسد بر آن
[ m . a 40 ]
دارد ، مانند شيطان كه باقى گذاشت به سبب حسد از براى خود لعنت را و از براى آدم اين مرتبه را كه خداى عزّ و جلّ برگزيد او را به توفيق دادنِ توبه و هدايت نمود وى را بر ثابت بودن بر آن ، چنانچه در قرآن مجيد وارد شده :
« ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى »
« 1 » و بلند مرتبه « 2 » ساخت او را به رسيدن به كُنه حقيقت عهد و پيمانى كه از وى مأخوذ بود از دشمن داشتن « 3 » شيطان و فريب او را نخوردن و به دانستن آنكه حقيقت برگزيدگى معصوم بودن از شرّ وسوسهء شيطان لعين است .
پس آن حضرت فرمودند : چنان باش كه بر تو حسد برند نه آنكه تو حسد « 4 » بر كسى داشته باشى ، به درستى كه ميزان عمل حاسد هميشه سبك مىباشد به ثقل ميزان محسود . و « 5 » روزى هركسى « 6 » در روز اوّل « 7 » مقدّر و در ميان مردمان قسمت شده ، پس حسد به حاسد چه نفعى رساند و به محسود چه ضررى تواند رسانيد ؟ !
و اصل حسد از كورى باطن است و از انكار لطف و احسان خداى عزّ و جلّ ناشى مىشود ، و اين كورى و انكار دو بالند « 8 » از براى كفر كه آدمى به آن دو به اوج كفر مىرسد . و قابيل فرزند آدم به سبب حسد به حسرت ابدى مبتلا شد و هلاك گرديد هلاكى كه « 9 » هرگز از آن نجات نيافت . و حاسد توبه نمىكند از براى آنكه بر حسد مصرّ مىباشد و اعتقاد به حسد مىدارد ، و اين حالتى است كه در طبيعت سرشته شده .
هامش
( 1 ) . طه : 122 .
( 2 ) .a- مرتبه .
( 3 ) .s- داشتن .
( 4 ) .s- حسد .
( 5 ) .a- و .
( 6 ) . كسى /aكس .
( 7 ) . اوّل /sازل .
( 8 ) . درmهم همينگونه بوده ، ولى به « پايند » تغيير داده شده است !
( 9 ) .a- كه .