جواب « 1 » گوييم : آنچه گفته شد در رفع غضب بر نهج مسطور محال نيست امّا غلبهء توحيد بر اين عنوان مانند برقى است كه به سرعت بگذرد و نماند و بازگشت قلب به واسطهها در ميان خدا و اشيا از چيزهاى طبيعى است كه سلب آن ممكن نيست . و اگر اين حالت در كسى تصوّر مىشد بايست كه در شأن حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله متصوّر باشد و حال آنكه از حضرت أمير المؤمنين سلام اللَّه عليه مروى است
[ m . a 38 ]
كه فرمودند : حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله از براى دنيا غضبناك نمىشد و هرگاه از براى حقّ غضبناك مىشد كسى آن حضرت را نمىشناخت ، و هيچ چيز تاب مقاومت غضبِ او « 2 » نمىآورد تا آنكه انتقام از براى حقّ مىكشيد .
پس معلوم شد كه از براى حقّ آن حضرت غضبناك مىشد و اين غضب اگرچه از براى خداست امّا في الجملة مستلزم التفات به وسايط است ، بلكه هركه غضب كند بر كسى كه ضرورت قوت و احتياج را كه در راه دين چاره از آن نيست اخذ نموده باشد در واقع و نفس الأمر از براى خدا غضب كرده ، پس ممكن نيست كه آدمى از « 3 » آن منفك شود .
بلى ، گاه مىباشد كه اصل خشم در امر ضرورى مفقود مىشود در « 4 » هنگامى كه قلب مشغول باشد به ضرورى ديگر كه اهمّ از آن باشد ، و در آن حالت قلب را « 5 » گنجايش غضب نمىباشد از براى آنكه مشغول چيزى « 6 » ديگر شده . و هرگاه قلب مشغول بعضى از امور مهمّه باشد ممنوع است از آنكه احساس امرى ديگر بكند ، چنانچه سلمان رضى الله عنه در وقتى كه شخصى او را دشنام داد فرمودند : اگر ميزان عمل من
هامش
( 1 ) . جواب /aو جواب .
( 2 ) .a+ را .
( 3 ) . از /sدر .
( 4 ) .a- در .
( 5 ) .a s- قلب را .
( 6 ) . چيزى /a sچيز .