حالتى وى را « 1 » رو مىدهد شبيه به حالت بىهوشى « 2 » . و بسيار مىباشد كه جمادات و حيوانات را مىزند به اينكه كاسه و خوان را بر زمين مىزند و مىشكند . و گاهى كارهايى كه ديوانهها كنند مىكند ؛ به اينكه دشنام به حيوانات و جمادات مىدهد و با ايشان به سخن درمىآيد و مىگويد : تا كى از جانب تو آزار كشم ! و پندارد كه « 3 » با عاقلى سخن مىگويد .
و امّا اثر غضب در دل كينه و حسد است و اظهار بدى و شماتت به ناخوشى احوال « 4 » كسى كه بر او غضب كرده و اندوهگين شدن از خوشحالىِ او و قصد فاش نمودن اسرار و پردهدرىِ او و غير از اينها از چيزهاى قبيح .
و آنچه گفته شد ثمرهء غضب است كه در حدّ افراط باشد . و سزاوار از براى صاحب اين نوع غضب آن است كه علاج نفس خود بكند به اينكه تندى غضب را بشكند و بر حدّ وسط بايستد كه عبارت است از اعتدال تفريط و افراط ، و آن صراط مستقيم است و باريكتر از مو و تيزتر از شمشير است . و اگر از حدّ وسط عاجز باشد سعى نمايد كه نزديك به وسط باشد . و در قرآن مجيد نازل « 5 » شده :
« وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ »
« 6 » يعنى استطاعت نداريد كه عدالت بورزيد در ميان زنان و همه را در يك « 7 » مرتبه دوست داشته باشيد ( هرچند سعى كنيد ، امّا ميل تمامى به يك طرف مكنيد به اينكه ترك كنيد آنچه را « 8 » استطاعت داشته باشيد ) « 9 » و واگذاريد ايشان را مانند زنى كه نه بىشوهر و نه شوهردار باشد .
هامش
( 1 ) . وى را /sدر او .
( 2 ) .a+ است .
( 3 ) .a s- كه .
( 4 ) . احوال /aاخوان .
( 5 ) . نازل /a sوارد .
( 6 ) . نساء : 129 .
( 7 ) .a- يك .
( 8 ) . را /sاز .
( 9 ) . ميان پرانتز ازaافتاده است .