معاشرت با مردم بكند و هرچه را در ميان مردم مذموم بيابد مطالبه نمايد از خود ترك آن را ، و هرچه را محمود بيابد خود را به آن مطالبه نمايد و به آن منسوب سازد ، به درستى كه مؤمن آيينهء مؤمن است ، پس در عيبهاى ديگران عيب خود را مىبيند .
و بايد دانست كه طبعها « 1 » در متابعت هَوى نزديك به هَمند و هر خُلقى كه يك همنشين متّصف به آن باشد همنشين ديگر خالى نمىباشد از اصل آن يا از عظيمتر از آن يا از چيزى از آن ، پس تتبّع احوال خود را نموده نفس را از هرچه در غير نمىپسندد پاكيزه مىسازد . و همين از براى تأديب نفس كافى است چرا كه اگر همه كس ترك كند آنچه را از غير نمىپسندد همه از ادب آموزنده مستغنى خواهند بود .
به حضرت عيسى على نبيّنا [ و آله ] و عليه السلام گفتند : كدام شخص تو را ادب آموخت ؟ فرمودند : كسى مرا « 2 » ادب نياموخت امّا جهلِ جاهل را كه ديدم اجتناب از او نمودم « 3 » .
باب دوم « 4 » : در آنچه به خُلقهاى بد مىكشاند از بطن و فرج و زبان
بدان كه رسوخ خُلقها در نفس به تكرار عملها مىشود و صدور عملها « 5 » از دل به واسطهء اعضا مىباشد . و هر عضوى صلاحيّت آن دارد كه صادر شود از آن عملهاى نيكو كه جلب خُلقهاى خوب بكند و قابليّت آن دارد كه صادر شود از آن عملهاى بد كه مورث خُلقهاى بد باشد . پس ناچار است از رعايت دل و اعضا نمودن به اينكه هر دو را بر خيرات بدارد و از شرور منع نمايد .
و عظيمترين مهلكات از براى فرزند آدم شهوتِ بطن و فرج و زبان است . و « 6 » در
هامش
( 1 ) .a+ ى مردم .
( 2 ) . كسى مرا /aمرا كسى .
( 3 ) . مجموعة ورّام 1 : 96 .
( 4 ) . دوم /aدويم .
( 5 ) .s- مىشود و صدور عملها .
( 6 ) .a s- و .