خود « 1 » بينا مىگرداند . و هركه بصيرت او كامل باشد عيبهاى او بر آن « 2 » پنهان نمىباشد .
و هرگاه عيبها را دانست ممكن است كه علاج آن را بكند ، و لكن « 3 » اكثر مردم به عيبهاى خود جاهلند و خارى اگر در چشم برادر مؤمنى باشد مىبينند و ساق درختى كه در چشم خودشان باشد نمىبينند !
پس هركه خواهد بر عيب خود مطّلع شود بايد كه دوستى بگيرد راستگو و دانا و صاحب دين و او را ناظر بر خود سازد تا ملاحظهء احوال و افعال او بكند ، و هرچه آن « 4 » دوست را خوش نيايد از اخلاق و افعال و عيبهاى باطنى و ظاهرى او را آگاه سازد ، يا آنكه استفادهء اطّلاع بر عيبهاى خود از زبان دشمنان بنمايد ؛ زيرا كه به چشم غضب اظهار عيبها « 5 » مىشود چنانچه گفتهاند :
و « 6 » عَين الرّضا عن كلّ عَيبٍ كليلة * و لكنّ عَين السُّخط تُبدي المَساويا
يعنى كسى كه از شخصى « 7 » خوشنود است ديدهء او از ملاحظهء عيب آن كُند مىباشد .
و هرگاه ناخوشنود است « 8 » همهء عيبها را ملاحظه مىنمايد و ظاهر مىسازد .
و شايد كه انتفاع آدمى از دشمنى كه دل « 9 » او از بغض ممتلى باشد و ذكر عيبهاى او كند بيشتر باشد از انتفاع از دوستى كه مساهله نمايد و مدح و ثنا كند و عيبهاى او را از آن پنهان سازد ، ليكن « 10 » طبيعت هركس به اين حال « 11 » آفريده شده كه تكذيب دشمن نمايد و آنچه او گويد حمل بر حسد كند ، امّا دانا خالى از آن نيست كه از قول دشمن منتفع شود از براى آنكه بدىهاى او البتّه بر زبان دشمنان منتشر مىشود . يا آنكه
هامش
( 1 ) .m- خود .
( 2 ) . آن /aاو .
( 3 ) . و لكن /mو ليكن .
( 4 ) . آن /s aاين .
( 5 ) . اظهار عيبها /s aاظهار بر عيبهاى خود .
( 6 ) .s a- و .
( 7 ) . شخصى /aكسى .
( 8 ) . ناخوشنود است /a sخوشنود نيست .
( 9 ) . دل /s aبر .
( 10 ) . ليكن /a sو ليكن .
( 11 ) . حال /a sحالت .