بعدا در زمان عمر بنيانگذار و حاكم بصره شد . « 1 » نام فاخته را جزء زنان مهاجر نياوردهاند و احتمالا مدتى بعد از برادرش به مدينه آمده بود . عثمان شايد بخاطر حمايت از فاخته با او ازدواج كرد . او براى عثمان پسرى آورد به نام عبد الله كه عبد الله اصغر ناميده شد . « 2 » او احتمالا پس از مرگ عبد الله پسر رقيه به دنيا آمد از اين رو اين نام را به او دادند . او نيز در جوانى و پيش از به خلافت رسيدن عثمان درگذشت . فاخته تا آخر حيات عثمان همسر او بود و پس از او به ازدواج ابو هريره درآمد . « 3 »
عثمان پس از فتح مكه در سال 8 هجرى با دختر خالد بن اسيد بن ابى العيص بن اميه ، يكى از عموزادگان درجه دوم خود ، ازدواج كرد و 40000 درهم مهريه او قرار داد . « 4 »
خالد بن اسيد در سال فتح مكه به دين اسلام درآمد و در سال 12 هجرى در جنگ عقربا كشته شد . هدف عثمان از اين ازدواج ظاهرا آن بود كه پيوندهاى خانوادگى را با امويان سرشناس مستحكم كند . مطلب بيشترى درباره دختر خالد بن اسيد نمىدانيم و احتمالا او بدون فرزند از دنيا رفت .
جندب بن عمرو بن حممه دوسى ازدى به مدينه هجرت كرد . هنگام پيوستن به لشكرى كه عازم فتح شام بود دخترش ام عمرو « * » را به خليفه عمر سپرد و سفارش كرد كه اگر براى او اتفاقى افتاد عمر او را به كسى كه همتاى او باشد تزويج كند . عمر هميشه او را « دخترم » مىخواند و او عمر را « پدرم » خطاب مىكرد . هنگامى كه جندب شهيد شد خليفه خواست كه كسى با اين زيباروى خوشاندام ( الجميلة الجسيمة ) ازدواج كند . « 5 »
عثمان با ام عمرو دختر جندب ازدواج كرد و بعدها مىگفت كه هر صفت نيكى از زنان را
هامش
( 1 ) همان ، ج 3 ، بخش 1 ، ص 69 و ج 7 ، بخش 1 ، ص 1 - 3 .
( 2 ) ابن قتيبه عبد الله اكبر را پسر فاخته و عبد الله اصغر را پسر رقيه مىداند ( تاريخ اسلام ، ج 8 ، ص 301 ) كه البته اشتباه است .
( * ) مسعودى ( مروج الذهب ، بيروت ، 1385 ، 4 جلد ، ج 2 ، ص 331 - 332 ) عبد الله اكبر و عبد الله اصغر ، هر دو را فرزندان رقيه مىداند و دوران زندگانى عبد الله اصغر را 76 سال ذكر كرده است كه پس از آنكه خروسى به چشم او نوك زد درگذشت . و اين نيز اشتباه است .
( * ) ابو الفرج ( اغانى ، ج 1 ، ص 152 ) نام اين دختر را « ام ابان » نوشته است .
( 3 ) بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 100 .
( 4 ) همان ، ج 5 ، ص 13 .
( 5 ) بلاذرى چنين گفته است ( همان ) . ابو الفرج « الجميلة الحسيبه ، نيكروى والاگهر » نقل كرده است . ( اغانى ، ج 1 ، ص 153 ) .