« واى بر تو آيا تو از اينكه همراه اين بندگان مىجنگى خشنودى ؛ به خدا سوگند اگر آنان تيزى آهن را بچشند تو را رها خواهند كرد . » ابو مريم گفت : « ما قرآنى شگفت شنيديم ؛ به راه راست هدايت مىكند . پس ما بدان ايمان آورديم و هرگز كسى را شريك پروردگارمان نمىسازيم . » « * » آنگاه على عليه السّلام رسيد و بار ديگر آنان را دعوت به بيعت كرد .
آنان سخن او را نپذيرفتند و به على عليه السّلام حمله كردند و تعدادى از يارانش را زخمى ساختند . آنها در جنگ كشته شدند جز پنجاه نفر كه اماننامه خواسته و امان گرفتند .
چهل نفر ديگر از آنان زخمى شدند . على عليه السّلام دستور داد آنان را در كوفه مداوا و پرستارى كنند . سپس به آنان اجازه داد به هركجا كه مىخواهند بروند . اين واقعه در رمضان سال 38 اتفاق افتاد . « 1 » در دوران حكومت على عليه السّلام از شورش ديگرى از خوارج خبرى نقل نشده است .
در آخرين ماههاى قبل از شهادت على عليه السّلام در رمضان سال 40 ، دامنهء مبارزه با معاويه گسترش بيشترى يافت . على عليه السّلام چون هميشه مصمم بود بار ديگر در شام به معاويه حمله كند و ظاهرا يار و ياور كافى داشت كه در فصل بهار اين طرح را اجرا كند . معاويه شايد براى منحرف ساختن اين حمله جبهه جديدى گشود و بسر بن ابى ارطاة را با نيرويى عظيم روانه حجاز و يمن كرد . « 2 »
هامش
* جنّ / 1 - 2 .
( 1 ) بلاذرى ، انساب ، ص 485 - 486 .
( 2 ) طبرى ، برعكس ، نقل مىكند كه در سال 40 بعد از مبادله نامههايى بسيار بين على عليه السّلام و معاويه قراردادى منعقد شد كه بر اساس آن عراق متعلق به على عليه السّلام و شام مال معاويه باشد ( طبرى ، ج 1 ، ص 3452 - 3453 ) روايتى كه از ابو اسحاق سبيعى كوفى نقل شده كاملا نامعتبر است زيرا على عليه السّلام هنگامى به شهادت رسيد كه بسر هنوز در حجاز مشغول به جنگ بود . اما ، كايتانى آن را روايتى كاملا صحيح مىداند [ * و آن را به گونهاى توجيه مىكند كه از دشمنى شديدش نسبت به على عليه السّلام و جانبدارى بىدليل او از معاويه حكايت دارد - م . ] ( تاريخ اسلام ، ج 10 ، ص 329 - 330 ) . معلوم نيست در زمانى كه معاويه ادعاى خونخواهى خليفه مظلوم را داشت و به ادعاى كايتانى ، آزادانه و بدون وحشت روبرو شدن يا هرگونه مخالفتى توانست سراسر عراق را بپيمايد ، چگونه اين قرارداد مىتوانست سبب بىآبرويى كمترى براى او باشد . بنا به نقل ابو اسحاق اين معاويه بود كه چنين قراردادى را به على پيشنهاد كرد .
ولهاوزن معتقد است كه در اسناد روايت به جاى ابو اسحاق بايد ابن اسحاق باشد و اين قرارداد كه در سال 40 بسته شد اما هنگامى كه معاويه خود را خليفه دانست و از شاميان بيت المقدس بيعت گرفت على عليه السّلام آن را نقض كرد ( سلطنت عرب ، ص 64 ) . در حقيقت سالها پيش از اين معاويه عنوان خليفه را براى خود به كار برده بود و مردم شام نيز او را به اين عنوان مىخواندند . بعيد است كه على عليه السّلام در مراسم بيت المقدس