تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
رسيدند . « 1 » سعيد ( يا سعد ) بن قفل تيمى از تيم الله بن ثعلبه بن عكابه ربيعى در بندنيجين همراه با دويست نفر شورش كرد . هنگامى كه روى به مداين نهاد على عليه السّلام به والى آنجا سعد بن مسعود ثقفى دستور داد كه كار او را بسازد . والى مداين در قنطرة الدرزيجان به مقابله با او برخاست و ابن قفل و يارانش در رجب سال 38 به قتل رسيدند . « 2 » ابو مريم سعدى از سعد تميم ، به طورى كه پيشتر گفته شد ، پيش از جنگ نهروان همراه با دويست نفر صف جنگ خوارج را واگذاشت و به شهر زور رفت . چند ماهى در آنجا ماند و ياران خود را تحريض مىكرد كه انتقام خون كشته‌شدگان نهروان را بگيرند و عده‌اى از غير خوارج نيز دعوت او را پذيرفتند سپس با چهارصد نفر عازم مداين شد و از آنجا به كوفه روى آورد . ياوران او بيشتر از مواليان و عجمان بودند . به نقل مداينى ابو مريم همراه با چهارصد تن از موالى و عجمان بود و جز پنج نفر از بنى سعد و خود او كه ششم آنها بود عرب ديگرى با او نبود . هنگامى كه به كوفه نزديك شد ، على عليه السّلام به او پيام داد و پيشنهاد كرد كه با او ( على عليه السّلام ) بيعت كند و در اين صورت او مىتواند وارد كوفه شود و با كسانى كه نه با او و نه عليه او مىجنگند همراه شود . ابو مريم پاسخ داد كه بين ما و تو چيزى جز جنگ نيست . على عليه السّلام در اين زمان شريح بن هانى را همراه با هفتصد نفر به مقابله با او فرستاد . شريح همان پيشنهاد على عليه السّلام را براى ابو مريم تكرار كرد و او در پاسخ گفت : « اى دشمنان خدا ، آيا ما با على عليه السّلام بيعت كنيم و در ميان شما بمانيم در حالى كه امام شما بر ما جفا كند ، شما عبد الله بن وهب ، زيد بن حصن « * » ، حرقوص بن زهير و ديگر برادران صالح ما را كشته‌ايد . » سپس شورشيان فرياد « لا حكم الا لله » را سر دادند و حمله را آغاز كردند . ياران شريح پا به فرار نهادند و شريح همراه دويست تن از يارانش به دهكده‌اى در همان نزديكى پناه برد . بعضى از يارانش در آنجا به او پيوستند و عده‌اى به كوفه رفتند و در آنجا شايع كردند كه شريح كشته شده است . على عليه السّلام خود به پاى خاست و جارية بن قدامه را همراه با پانصد نفر در طلايه لشكر فرستاد و خود با دو هزار نفر از پى او رفت . چون جاريه همراه با مردم قبيله‌اش با ابو مريم روبرو شد به او گفت :
هامش
( 1 ) همان ، ص 483 . ( 2 ) همان ، ص 484 . * بلاذرى ، ( انساب ، ج 2 ، ص 485 ) ، حصين نقل كرده است .