امام عليه السّلام است براي زيارة . ودر عبارت محمّد بن مسلم كه رواى حديث وزيارة است ، تعرّضى بر اين مطلب نيست وشايد از همين جهت است كه مجلسي در مزار بحار « 1 » وتحفه « 2 » تأمّل كرده ودر مختص بودن زيارة مزبور به روز مولود اگرچه علّامهء نوري در تحية الزائر از تأمّل مجلسي تعجّب مىنمايد وزيارة را از زيارات مخصوصة مىشمارد . « 3 » ولى از آنجايى كه علي بن طاووس وقبل از أو مفيد وبعد از أو شهيد ، چنانچه مجلسي در بحار نقل كرده ، عبارت سابقه را ذكر كردهاند واين سه عالم جليل ، اجلّ از آناند كه تصرّفى من حيث لا يعلم نمايند . مظنون است كه روايتي ديدهاند يا در نقل حديث از محمّد بن مسلم تقديم وتأخيرى در عبارت واقع شده .
4 . روايت واقدى است وآن حديثي است طولانى كه در كتاب فضايل منسوب به شاذان بن جبرئيل قمى مذكور است وعلّامهء نوري بدان تمسّك كرده وگفته :
اگرچه روايت ، مستند به معصوم نيست ، ولى چون شامل است بر مطالبى كه جز حجّتهاى خداوند نتوانند نقل كرد ، مثل وحى رسيدن به ملائكة در ايّام حمل به أموري وغير آن ، لابد آن خبر از آن خانواده بيرون آمده .
ولى چون نسبت كتاب فضايل وروضه به شاذان بن جبرئيل نزد حقير بديهي البطلان است ؛ زيرا كه شاذان از رجال أواخر مئهء سادسه واز اقران ابن إدريس است ودر كتاب روضه وفضايل از سنهء 652 خبر مىدهد وموقع ، مقتضى ذكر آن نيست ، لهذا خبر واقدى را از ادلهء معتبره نمىتوانم بشمارم واستدلالي كه علّامهء نوري بر وثاقت كرده ، ضعفش بر متأمّل پوشيده نيست ومقتضى است كه هر خبر كذايى را مأثور از امام معصوم دانيم . وأيضا علّامهء مزبور تمسّك كرده است به بعض اخبار كه در استحباب روز هفدهم ماه وارد شده وچون آن اخبار يا قول بعض علما اخبار در استحباب روزهء روز مذكور ، دليل مدّعا نمىتواند بشود ، ما به ذكر آنها نپرداختيم . بلى به اعتماد اخبار ديگر مىتوان گفت كه علّت استحباب روزهء روز معهود ، همانا مقدم
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 97 ، ص 377 .
( 2 ) . تحفة الزائر ، ص 96 .
( 3 ) . تحية الزائر ، ص 19 - 25 .