سوق داده وپى بهانه مىگشتند كه انقلابى برپا كنند وآن را مجوّزى براي عمليّات ومداخلات خود قرار دهند .
عقلا ودانايان رموز مىدانستند كه مقصود اصلى ايشان چيست . اين بود كه آن مرحوم نيز عواقب أمور را وخيم ديد ودر آن موقع حسّاس ، امر به سكوت وتأمّل نمود ؛ زيرا نمىخواست طرف مقابل بهانهجويى كرده ، اقدامى بكند . ولى اشخاص مغرض ويا دوستان جاهل ، غافل از جريان امر بودند ومقابلهء با روسها را اوّلين علاج دانسته وطرف شدن ايشان را سهلانگاشته وبه حرف عقلا چندان وقعى نمىگذاشتند .
تا اينكه أواخر ذي حجّهء 1329 در نتيجهء پيچيدگى وبهانهجويى روسها قهرا درگيرى به وجود آمد وجمعى از طرفين كشته وزخمدار گرديدند واز اوّل محرّم چند روز مجاهدان مشغول جنگ وجدال بودند وتا هفتم ماه مرحوم آقا به همراهى مرحوم أمان اللّه ميرزا حكومت وقت وآقاى مشاور السلطان كارگزار وچند نفر از أكابر شهر مكرّر با قنسول روس وانگليس ملاقاة ومذاكرات طولانى در باب اصلاح امر نموده وسعى واهتمام كامل در خاموش كردن نايرهء فتنه وتعدّى ايشان به عمل آوردند .
وچون قضيهء صلح ومسالمت ، صرفهء روسها نبود ، اين بود كه بر مراتب تشدّد وسختگيرى خود افزودند وپس از رسيدن قشون جديد از روسيه كه دم پل آجى اردو زده وبا حال بمباران به شهر وارد شده بودند ودر باغ شمال تمركز داشتند ، بالآخرة شهر تبريز به كلّى در تحت استيلا ونفوذ ايشان واقع گشت ومجاهدان چارهاى جز گريختن ومتوارى شدن نديدن .
تا اينكه در هفتم وهشتم ماه محرّم ، مرحوم شيخ سليم وضياء العلما با دستيارى وارائهء طريق مسلمانان خوشفطرت ! گرفتار شدند وآن
ميراث حديث شيعه — صفحة 178
مساهمون: مهدى مهريزى
ص١٧٨