تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
فقيه آخوند ملّا حسين اردكانى وفقيه عصر خود مرحوم شيخ زين العابدين مازندرانى استفاده وتلمّذ نمود واز جانب آن مرحوم مجاز بود . مدّتى نيز معارف الهيّه را نزد جد امجد خود ، حاجى ميرزا شفيع آقا تكميل نمود ، تا اين‌كه در سنهء 1308 به وطن مألوف خويش مراجعت نموده ، همواره در بثّ علوم دينيّه ومعارف الهيّه سعى واهتمام تمام داشت وبا ذهن صاف ونقّاد در فيصلهء أمور وآسايش مردم ، ساعى وجاهد بود تا اين‌كه در سنهء 1324 انقلاب ومشروطيّت إيران شروع گرديد . آن مرحوم با نهايت حزم واحتياط در مواقع لازمه از خيرخواهى دولت وملّت آنى غفلت نورزيده ، چه در مجالس خصوصي وچه در ملأى سر منبر آنچه لازمهء تنبّه وهدايت اهالى بود ، هميشه القا مىكرد ومتذكّر مىشد . چنانچه در موقع محاصرهء تبريز كه شاهزاده عين الدولة از طرف دولت با اردو در باسمنج نشسته وراه را به تبريز وتبريزيان بسته واهالى ، دچار فشار ودر نهايت سختى واقع شده بودند ، در آن هنگام مرحوم مزبور با دو نفر از علماى عظام ، آقاى حاجى سيّد المحقّقين وآقاى حاجى سيّد حاجى آقا ميلانى به باسمنج رفته ومذاكرات طولانى با دولت ومرحوم محمّد على شاه قاجار فرمودند . ومخصوصا تلگرافات ايشان كه چاپ شده ، حاكى از علوّ رتبه ودورانديشى وخيرخواهى آن مرحوم نسبت به دولت وملّت إيران است . وبالجملة چنانچه مسلّم ونزد عقلا واضح وروشن است ، در آن هنگام همسايهء شمالي وجنوبي ، از انقلاب إيران استفاده كرده وهر كدام از دول مجاور در مداخلهء در أمور إيران خود را ذي حقّ وذي نفع تصوّر كرده ، كار را به جايى رساندند كه به دولت إيران اولتيماتوم داده شد ورسما إيران را به موقع مقاسمه گذاردند . روس‌ها در آن موقع به عنوان حمايت ونگهدارى اتباع خويش قشونى به إيران وسمت شمالي وشهر تبريز ونواحي آن خصوصا
ميراث حديث شيعه — صفحة 177 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى