أجانب نيز از موقع استفاده نموده ، مىخواستند از آب گلآلود ما هي بگيرند وبه انتشار وارد كردن قشون به إيران أفكار عمومى را جلب ودولت وملّت ، هر دو دچار محذورات شده بودند . در عين حال پى به وخامت أحوال برده ، با عقل وتدبير ونصايح مشفقانه غائله را رفع ومردم واهالى را كه ازدحام واجتماع تمام كرده بودند ، متفرّق نمودند .
همچنين در سال 1312 نگهدارى وحمايت از مرحوم ميرزا عبد الرحيم خان قائممقام را كه حكمران وپيشكار آذربايجان وسيّد نجيبى بود ، از وظايف شرعيّهء خود ديده ، وقتي كه رجّالهء تبريز به خانهء آن مرحوم هجوم آورده غارت مىكردند ، آن مرحوم به واسطهء همسايگى در مراجعت از مسجد ونماز جماعت تأمّل نكرده ، با جمعى از خواصّ ودوستان خود به خانهء مرحوم قائممقام تشريف برده ، مردم رجّاله وغارتگر را طوعا وكرها متفرّق وأموال منهوبه را به قدر مقدور مسترد داشتند . ودر موقع غارت خانهء مرحوم حاجى ميرزا محمّد رفيع نظام العلما كه در سنهء 1314 از طرف مفسدين واقع گشت ، شبانه ايشان را در منزل خود قبول وبه خارج شهر به دستيارى حكومت وقت حركت دادند .
وبالجملة مرحوم مزبور در ششم رمضان 1319 به رحمت ايزدى پيوست وجنازهء ايشان به عتبات حمل شده ، در همان مقبرهء والد مرحومش مدفون گشت .
در مرثيه ومادّه تاريخ مرحوم حاجى ميرزا موسى آقا ثقة الإسلام - أعلى اللّه مقامه - جناب مستطاب فخر الفضلا ، حاجى ميرزا عبد المحمّد اسكويى - سلّمه اللّه - شعري أنشأ نموده كه بعضي از آنها انتخاب ودرج مىشود :
ألا أيّها الأحباب قد غاب نورنا * بغيبته قد مات منّا سرورنا