تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
مىگردند ؛ به جهت علاقه‌اى كه به أموال شوهران مىدارند ، لهذا وارد شده است كه مرد ، با زوجهء خود مشورت نكند واگر كند ، مخالفت نمايد كه مبادا باعث كدورت شوهر از خويشان شود ومنتهى به قطع أرحام ومنع اقدام آن مرد به خيرات ومبرّات شود واين معنى به تجربه معلوم است . پس اگر مردى با زن عاقلهء صاحب تجربه‌اى مشورت نمايد ، قصورى ندارد ، بلكه بسيارى از مردان ، از مواعظ وتجربه‌هاى زنان عاقلهء مسنّه ، مانند مادر وخواهر وساير خويشان ، نهايت انتفاع مىبرند ؛ چنانچه اين معنا نيز به تجربه معلوم است . واللّه تعالى يعلم . دهم : در روايتي وارد شده است كه : با ده نفر از مؤمنان مشورت كند در امرى كه اراده كرده است واگر ده كس نيابد ، با پنج نفر مشورت كند ، با هريك دو بار واگر زيادة از دو نفر از مؤمنان نيابد ، با هريك پنج مرتبه مشورت كند واگر به غير يك مؤمن نيابد ، با أو ده نوبت مشورت نمايد . « 1 » وپوشيده نماند كه اين شرط ، به عنوان اولويّت است ، يعنى بهتر آن است كه مشورت به اين نحو باشد والّا به موجب روايات بسيار ، يك نوبت مشورت با يك برادر مؤمن نيز كافى است وسرّ در باب تكرار مشورت ، چنانچه در اين حديث وارد شده ، هرگاه مشورت متعدّد باشد ، ظاهر است وهرگاه با شخص واحد مشورت شود ، ممكن است كه آن شخص ، در مرتبهء اوّل به خير أو منتقل نشده ، در مراتب بعد متفطّن شود . واللّه تعالى يعلم . وبدان كه : بر آن شخصي كه مشورت با أو مىشود ، واجب است كه خير مشورت كننده را رعايت كند وچشم از مصلحت واقعي أو نپوشاند ؛ بلكه مؤمن واقعي آن است كه اگر خير مشورت‌كننده ، مستلزم ضررى نسبت به خودش باشد ، باز اغماض نكند وخير أو را بگويد ؛ چنانچه از حضرت أمير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - منقول است كه فرمود كه : من بيزارم از كسى كه مسلمانى با أو مشورت نمايد وآنچه خير أو را در آن
هامش
( 1 ) . فتح الأبواب ، ص 139 به اسنادش از إسحاق بن عمّار ، از امام صادق عليه السّلام ؛ ودر بحار الأنوار ، ج 88 ، ص 252 ، ح 3 به نقل از فتح الأبواب .