بگذارد وصد ويك مرتبه ، طلب خير از خداوند عالميان بكند .
وعبارتى كه در طريق چهارم واقع شده ، اتمّ است ، اگر آن را صد ويك مرتبه بخواند أكمل است . پس دعاهايى كه در طريق اوّل ودوم وسوم وارد شده ، بخواند تا عمل به جميع روايات وهمهء طرق ، كرده باشد . وچون اين شرايط ، شرط اكمليّت استخاره است ، نه شرط أصل استخاره ، پس اگر اقتصار بر دعاى به تنهايى نمايد نيز خوب است . واللّه تعالى يعلم .
مفتاح سوم در بيان استخاره به عنوان استشاره
يعنى طلب خير خود نمايد ، به اين عنوان كه با برادران مؤمن مشورت كند ؛ اگر ايشان ، آن امر را تجويز كنند ، بكند واگر مصلحت ندانند ، نكند .
واين نوع از استخاره ، چنانچه از روايات ظاهر مىشود ، بر دو قسم است :
اوّل : مشورت كردن به تنهايى ، چنانچه از حضرت رسول صلّى اللّه عليه واله منقول است كه : هر كه با كسى مشورت كند ، البتّه هدايت مىيابد به آنچه خير أو در آن است . « 1 »
واز حضرت أمير المؤمنين - صلوات اللّه وسلامه عليه - منقول است كه : خود را به خطرها مىاندازد كسى كه مستغنى مىشود براي خود از رأى ديگران . « 2 » وأحاديث بر اين مضمون بسيار است .
دوم : اوّل طلب خير خود از حقّ تعالى نمايد وبعد از آن مشورت كند ، چنانچه منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه واله به حضرت أمير المؤمنين - صلوات اللّه وسلامه عليه - فرمود كه : يا علي ! كسى كه طلب خير خود از خدا مىكند ، در كار خود حيران نمىشود وكسى كه در كارها با مردم مشورت مىكند ، پشيمان نمىشود . « 3 » وأحاديث ديگر در اين باب
هامش
( 1 ) . ر . ك : الإرشاد ، ج 1 ، ص 300 ؛ غرر الحكم ، ص 442 ؛ كنز الفوائد ، ج 1 ، ص 367 ؛ كشف اليقين ، ص 182 ؛ بحار الأنوار ، ج 88 ، ص 254 .
( 2 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 388 ، ضمن ح 5834 ؛ الأمالي صدوق ، ص 446 ، ح 9 ؛ عيون أخبار الرضا عليه السّلام ، ج 2 ، ص 54 .
( 3 ) . ر . ك : تحف العقول ، ص 207 ؛ الأمالي طوسي ، ص 136 ، ح 220 ؛ المصباح كفعمى ، ص 393 ؛ كشف الغمّة ، ج 2 ، ص 345 .