تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
امام عليه السلام گفت : بپرس از آنچه اراده وخواهش كردى . گفت : مىپرسم تو را از حكيم ؟ ولفظ حكيم از أسماء الله است يعنى حكم كننده ، پس فعيل به معنى فاعل است يا آن كسى كه استوار مىكند چيزها را . واين لفظ را به سؤال آوردن به جهت آن است كه از ميمنت مباحثهء با آن جناب ، معرفت ذات وبعضي از صفات واجب كه صفات كماليهء جماليه ونعوت ازليهء جلاليه وصفات فعليهء إضافية باشد ، دست داد ، پاى طلب را بالاتر گذاشت ، خواست بعضي ديگر را باز فهميده باشد . گفت : در چه چيز است خدا ؟ حالّ است در چيزى ؟ يا جزء است از براي / 100 / چيزى ؟ يا متمكن است در چيزى ؟ يا احاطه مىكند به أو چيزى ، مثل احاطهء مكان مر متمكن را يا مثل احاطهء كل ، جزء را يا مثل احاطهء حدود ومعرّفات محدود ومعرَّف را ؟ ويا ذهن ذاهنىاحاطه مىكند ؟ ويا تحويل از چيزى كه معدوم شده باشد مىنمايد به سوى چيزى كه موجود شود ؟ ويا أو را حاجتي است به سوى چيزى در فياض بودن ؟ حاصل سؤال اين است كه ذات بارى تعالى داخل در معلولات خود است ودخول بارى تعالى در معلولات ، سبب وجود آنها شده است وبارى تعالى در ميان معلولات باشد وآنها محيط بر بارى تعالى باشند يا بارى تعالى خارج از آنها باشد مستعلى بر آنها وموجود در آنها باشد وتحويل وانتقال كند از معلولات فانية به سوى معلولات حادثه تا آنها موجود باشند به سبب موجود بودن بارى تعالى در آنها بدون آن كه بارى تعالى محتاج آنها باشد ، يا اين كه بارى تعالى را حاجتي باشد به سوى معلولات ومنشأ وجود بارى تعالى در آنها احتياج اوست بر آنها . خلاصه : سؤال موافق است با سؤال مشهور كه گويند : بارى تعالى از عالَم است يا در عالم است يا بر عالم است ؟ امام عليه السلام گفت : خبر مىدهم تو را ، [ پس ] بفهم آنچه را كه سؤال كردى از أو ( وامر كردن امام عليه السلام عمران را به تعقل به جهت آن بود كه به حواسِ جمع متوجه ومستعد اخذ جواب وفهم آن باشد كه دقيق وعميق بود ) زيرا كه از اغمض مطالب است كه بر مخلوقين وارد مىشود در مسايل ايشان ؛ زيرا كه اين سؤال است از نسبت بارى تعالى
ميراث حديث شيعه — صفحة 337 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى