تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
بود وتفسير كرد امام عليه السلام قول خود را : ساكن لا يدرك بالسكون ؛ يعنى ساكن نيست به سكون ظاهري ، بلكه ساكن است به سكونى كه مدرك به آن سكون نيست ؛ زيرا كه مراد به سكون بودن اوست غير منشأ آثار عينيه وموجود بودن است به وجود ظلى وچنين چيز مدرك نمىشود ؛ زيرا كه شئ متصف به اين سكون قابل نيست كه درك شود به صورت مغايرهء خودش ، بلكه ادراك نمودن أو منكشف بودن اوست به حضور ذاتي أو ، همچنانى كه جميع صور علميه به اين نحو مدرك شوند . بعد از آن امام عليه السلام دليل ذكر نمود از براي معلول بودن ابداع به قول خودش « لأنه شئ محدث » يعنى علم تفصيلي كه آن عين تحقق معلومات است به وجود ظلى ، چيزى است محدث ؛ يعنى معلول است ومحتاج به علّت است ؛ زيرا كه شك نيست در اين كه امر ، تابع وموجود به تبعيت ممكن نيست كه معلول نشود / 89 / ودر وجودش محتاج متبوع نشود ومتبوع ابداع نيست مگر ذات خدا وبه سوى اين اشاره كرد به قول خودش : والله الذي أحدثه فصار خلقاً له . بعد از آن تصريح كرد بر اين كه ابداع ، مسبوق به ابداع ديگر نيست وعلم ديگر واسطه در ميان ابداع وخدا نيست ، به قول خودش : وإنما هو الله عز وجل وخلقه لا ثالث بينهما . ظاهر اين است كه مراد از خلق معناى مصدري است . پس مرادش به خلق ، ابداع خواهد بود ؛ يعنى واسطه در ميان خدا وابداع نيست وثالثى سواي خدا وابداع در مرتبهء متقدمه بر وجود معلومات در خارج نيست ودر اين كلام اشاره است بر نفى ثبوت معدومات در خارج . ومحتمل است اين كه بوده باشد مراد از قول امام عليه السلام « لا ثالث غيرهما » اين كه نيست غير ذات بارى تعالى وفعل أو چيزى ديگر ؛ زيرا كه معلولات نيست مناط انيّت ووجود آنها بجز جعل جاعل . پس ثالث نخواهد بود جز جاعل وجعل أو . بعد از آن تفريع نمود بر فقرهء داله بر اين كه : لا ثالث بينهما ولا ثالث غيرهما ، قول خود را : فما خلق الله عز وجل لَم يَعدُ أن يكون خلقه . پس زماني كه نشد چيزى غير محدث مر خدا را پس هر چيزى كه بوده باشد ، مخلوق خداست وآن چيزى كه خلق كرده است أو را خدا ، تجاوز نمىكند از مخلوق بودن ، پس ابداع محدث خواهد بود .