شرح :
چون كه از سابقِ كلام امام عليه السلام از مثالهاى ثلاثة وغير آن عمران چنين يافت كه نسبت خلق بر خالق مثل اثر نار است بر نار واثر حرارت است بر حرارت واثر بصر است بر بصر وجدايى وبينونت در ميان نيست وانفصال وانصرام محال است والّا ممكنات سر به گريبان عدم وزوال خواهد كشيد .
به اندك التفاتى زنده دارد آفرينش را * اگر نازى كند از هم فروريزند قالبها
به مقام ايراد واعتراض آمد كه بنا بر اين لابد است كه خدا حالّ در خلق وقائم به خلق ومحاط خلق باشد ، مثل احاطه وحوايت ظرف بر مظروف ويا اين كه خلق حال در ذات حق باشند كه حاوي ومحيط بر خلق باشد ، مثل محاط ومحوى بودن مظروف بر ظرف ودر هر دو حال لازم دارد تغير را به تغير خلق .
امام عليه السلام جواب داد كه : جَلَّ يا عمران عن ذلك ؛ ذات حق نيست در خلق كه قائم بوده باشد به خلق ومحتاج بوده باشد بر خلق ، بلكه ذات خدا محتاج اليه است واين توهّم مستلزم تقدّر وجسمانيت است وذات خدا منزه است از ظرف / 47 / ومكاني كه حاوي ومحيط أو باشد ويا اين كه محل وظرف از براي ممكنات باشد ومتحجّم وممتد بوده باشد تا اين كه وسعت از براي گنجايش ممكنات داشته باشد وچون كه فساد اين توهمات از سابق كلام امام عليه السلام ظهور تمام داشت وبه اندك ملاحظه ظاهر مىشد ، لهذا تفصيل تحقيق وتطويل تدقيق نفرمود واكتفا بر ما سبق فرمود .
وتوهم نشود كه به درستى آن چيزى كه در آيهء شريفه واقع شده است :
« بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ »
« 1 » وقوله تعالى :
« وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ »
« 2 » وآن چه كه واقع شده در كلمات امناى خدا من كونه في الأشياء كلها وحياة كل شيء ونور كل شيء « 3 » ؛ چنان كه واقع شده است در كلام أمير المؤمنين ، چنان كه بر أهل تتبع واضح است منافى است ، با
هامش
( 1 ) . اقتباس از سورهء فصلت ، آيهء« بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ ».
( 2 ) . سورهء ق ، آيهء 16 .
( 3 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 130 ؛ التوحيد ، ص 325 ؛ بحار الأنوار ، ج 30 ، ص 71 وج 55 ، ص 10 وج 14 ، ص 316 ؛ مصباح المتهجد ، ص 297 و 602 ؛ إقبال الأعمال ، ج 1 ، ص 181 ؛ الدروع الواقية ، ص 255 ؛ جمال الأسبوع ، ص 168 و 222 ؛ العدد القوية ، ص 368 .