يكديگرند وانسان ، مأخوذ از انسان العين است ؛ از اين جهت كه حق به أو مىبيند . وبر عاقل پوشيده نيست كه صورت شخص به تمامى باز در ديدهء عكسِ ديدهء عكس منطبع است وهمچنان إلى ما شاء الله ، ليكن از غايت دقت پوشيده است بر ديدهها مگر بر ديدهء مردم آگاه واين نكته عجب است كه از وجهي حق ، انسان العين است واز وجهي انسان ، انسان العين است .
به چشم عكس حق ديدهء حق * همى بيند كه بينا اوست مطلق
هزار آينه يك ديدن فزايد * هر آينه به وجهي رو نمايد
گهى ز آينهاى عكسش هويدا * گهى از ديدهاى آن عكس پيدا
ز چشم عكس چشم عكس گاهى * كند در حسن روى خود نگاهى
گهى از صورت عكس جمالش * درون چشم خود بيند خيالش
گهى در چشم آن صورت درآيد * مه رويش كه صد جلوه نمايد
نيايد در نظر أو را ز هر سوى * به هر چه روى آرد غير آن روى
بجز آينهء عكس رخ يار * نبينى در ديار يار ديّار
انتهى كلام شرح گلشن راز . « 1 »
[ مذاهب حكما در ابصار ]
واين جواب دلالت دارد بر اين كه عمران قايل بوده است به اين كه ابصار به خروج شعاع است وبيان أقوال در مسئله ابصار است چنان كه شارح قوشچى نقل كرده است :
المذاهب المشهورة للحكماء في الإبصار ثلاثة :
الأوّل : مذهب الرياضيين ، وهو أن الإبصار بخروج الشعاع من العين على مشية مخروط ، ورأسه عند مركز البصر ، وقاعدته عند سطح المبصر . ثم إنّهم اختلفوا في ما بينهم ؛ فذهب جماعة إلى أنّ ذلك المخروط مصمت ، وذهب جماعة أخرى
هامش
( 1 ) . سه شرح منتشر شده از گلشن راز در دسترس اين حقير است ، بيت نقل شده از گلشن راز در مفاتيح الإعجاز في شرح گلشن راز تأليف شمس الدين محمد لاهيجى ( ص 96 و 322 ) ونسايم گلشن في شرح گلشن راز از شاه داعى شيرازي ( ص 145 ) وشرح گلشن راز صائن الدين ابن تركه أصفهاني ( ص 81 ) شرح شده ، ولى عبارت نقل شده ، در هيچ كدام از اين شرحها وجود ندارد .