عبارت از مشمومات است . ومراد از منظور اليه گفته شد كه ضوء است يعنى مشموماتى كه عبارت از روايح ونفحات است ، ضوء عارض آنها مىشود كه از براي روايح ونفحات وزن نيست ولمس نيست وحس نيست وطعم نيست . وحاجت ندارد كه / 27 / حس را تأويل بر حركت كنيم ، چنان كه اين بعض كرده است وذكر كرديم از أو الحال وحاجت نيست نيز كه حمل به دفع قول آن كساني نماييم كه ضوء را متحرّك دانستهاند چنان كه دانستى .
[ 5 . كيفيات نفسانية ]
« والتقدير » : نوع پنجم از أنواع حدود خلق تقدير است ؛ يعنى اندازه كردن وحكم كردن ودر معاني بسيارى در آيات واخبار استعمال شده است كه از حيطهء كيفيات نفسانية بيرون نيست . پس اشاره بر كيفيات نفسانية خواهد بود .
[ 6 . اعراض ]
« الأعراض والصور والطول والعرض » : نوع ششم از أنواع حدود خلق اعراض است واعراض جمع عَرَض است - به فتح فاء وعين - به معنىاموال وآنچه عارض انساني مىشود از صحّت وسقم . هرگاه محمول بر معنى اوّل شود ، مراد ، اشاره بر مقولهء جواهر مىشود وهرگاه نسبت به مالك در أو ملاحظه شود ، داخل در مقولهء جده خواهد بود وهرگاه بر معنى ثاني محمول شود ، اشاره بر كيفيات استعدادية خواهد بود واز جملهء كيفيات ، كيفيت استعدادية است به سوى انفعال وتهيّؤ است از براي قبول اثر به سهولت وسرعت وآن از وهن طبيعي است ، مثل ممراضيّت ولين ومسمّاست به « لا قوة » . ويا استعداد شديد است به سوى عدم انفعال وتهيّؤ است از براي مقاومت وبطوء انفعال ، مثل مصحاحيت وصلابت .
وبعضي اعراض را جمع عِرض - به كسر اوّل وسكون ثاني - فهميدهاند .
ومن هذا المعنى ورد في الحديث « صونوا أعراضكم » ، قيل : هو موضع المدح والذمّ من الإنسان سواء كان في نفسه أو في سلفه ومن يلزم أمره . وقيل : هو جانبه الذي يصونه من نفسه وحسبه ويحامي عنه أن ينتقص ويعاب / 28 / . وعن ابن قُتَيبَة : عِرضُ