تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
به ضمير دانسته باشد ، چاره از آن مىيابى كه ضمير را حدّى باشد كه به آن حد منتهى شود معرفت ضمير ؛ زيرا كه هر چيزى تا حد ورسم أو فهميده نشود / 20 / آن چيز فهميده نخواهد شد كه جوهر است . ويا عرض است ، جسماني است ويا روحاني است . عمران گفت : بلى ناچار است از اين حد . واستفسار فرمود امام عليه السلام از آن حد كه آن هم ضمير است ، حدى ديگر مىخواهد ، چه چيز است اين ضمير ؟ از مقولهء جوهر است وعرض ويا غير آنها ؟ پس بريده شد حرف عمران « ولم يُحِر جوابا » أي لم يرجع جواباً ، حار يَحور إذا رجع ، « 1 » ومنه قوله تعالى « ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ » « 2 » أي لن يرجع ؛ يعنى جواب نگفت عمران . وامام عليه السلام فرمود : باكى نيست اگر ما از تو سؤال وپرسش نماييم از آن ضمير كه آيا أو را به سبب ضمير ديگر مىداند ؟ واگر بگويى آرى ، تباه كرده باشى قول ودعوى خود را يا عمران ؛ به جهت اين كه نقل كلام مىشود به سوى آن ضمير وناچار است از اين كه شناختن اين ضمير هم به ضمير ديگر بشود وهمچنين آن ضمير باز به ضمير ديگر واين محال است وتو به سبب قبول نمودن محال تباه ساختى قول خود را ؛ مراد اين است كه تسلسل در ضماير لازم مىآيد . آيا نيست سزاوار ، اين كه بدانى كه به درستى اوّل تعالى موصوف نمىشود به ضمير ونيست اين كه گفته شود براي ذات اوّل تعالى زيادة از فعل وصنع وعمل ؛ يعنى نتوانيم نسبت بدهيم بر ذات اوّل تعالى به جز اين كه أو فاعل كائنات است وصانع موجودات است وعامل رضا وسخط است بي ضمير وانديشه وآلت ونتوانيم توهّم نماييم در ذات اوّل تعالى آنچه توهّم نماييم در مخلوقات ونيست اين كه توهّم كرده شود در ذات اوّل تعالى راه‌هاى مختلفه وقبول جزء به سبب جهت‌هاى واقعه در ذات اوّل تعالى ويا يافته شود در أو دو ضمير يا بيشتر ، چنان كه راه‌ها در ذات مخلوقات وقبول جزء در آنها يافته مىشود ؛ به علّت اين كه تخمير از كثرت است .
هامش
( 1 ) . مجمع البحرين ، ج 1 ، ص 595 . ( 2 ) . سورهء انشقاق ، آيهء 14 .
ميراث حديث شيعه — صفحة 267 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى