پرداختن به امور دين و قرآن چكار ؟ اينها سخنانى باطل و ادعاهايى بىاصل و اساس از زبان كوتهفكرانى - كه نمىدانند چه مىگويند و از مسؤليت امانت كلام غافلند - صادر شده است .
ابن خطيب اين داستان خيالى را از مصاحف سجستانى به روايت عباد بن صهيب از عوف روايت كرده است . « 1 » عباد نزد پيشوايان فن رجال متروك الحديث و متّهم به دروغ و جعل است . البته ابو داوود تنها كسى است كه به حديث او توجه كرده است . « 2 »
امام حافظ محمد بن حيان مىگويد : « عباد قدرى و فراخواننده به قدر بوده است و با اين حال ، احاديث ناشناختهاى را كه هر مبتدى اين صنعت هنگام شنيدن آن گواهى به ساختگى بودن آن مىدهد ، از بزرگان روايت مىكند » . « 3 » از جملهء اين روايات ، همين حكايت مضحكى است كه ابن خطيب به آن اعتماد كرده و آن را همچون اصلى مسلّم در كتاب خود ارائه نموده است .
در آخر ، قرائاتى را كه به صحابه منسوب است و بر خلاف قرائت مشهور متداول بين مسلمين است يادآور مىگردد ؛ در حالىكه اين گونه روايات با خبر واحد نقل شدهاند و حجيت ندارند و به همين دليل قابل اعتماد نيستند . متن قرآن به تواتر قطعى به اتفاق مسلمين ثابت شده است . چگونه مىتوانيم مخالف حديث متواتر را به صحابهء نخست نسبت دهيم ؛ در حالىكه ايشان از اصل متنى كه از دهان مبارك پيامبر شنيدهاند آگاهتر بودهاند . ما از ايشان بعيد مىدانيم كه با نصّ متواتر از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مخالفت نموده باشند . اين نسبتى است دروغين كه مقام و مرتبهء والاى صحابه با آن ناسازگار است ؛ بهويژه قرائات نادرى كه به امير مؤمنان عليه السّلام نسبت دادهاند ؛ « 4 » چون قرائت امروزين ، همان قرائت امير مؤمنان عليه السّلام است كه به روايت حفص از عاصم از شيخش ابو عبد الرحمان سلمى و او - بر حسب آنچه در مبحث قرائات به تفصيل آورديم - از على عليه السّلام روايت كرده است .
هامش
( 1 ) . ابو داوود سجستانى ، المصاحف ، ص 49 - 50 .
( 2 ) . ذهبى ، المغنى ، ج 1 ، ص 326 ، شمارهء 3037 .
( 3 ) . كتاب المجروحين من المحدثين و الضعفاء و المتروكين ، ج 2 ، ص 164 .
( 4 ) . الفرقان ، ص 106 .