بابليان ، او و اطرافيانش اسير و مدت 37 سال در زندانهاى بابل زندانى شدند . او سپس آزاد شد و در همان جا وفات يافت .
4 . حمله چهارم - كه بسيار كوبنده بود - در سال 588 قبل از ميلاد و در دوران صدقيّا رخ نمود . نام او نخست متانيا بود و بخت نصر او را به صدقيّا تغيير داد و او را به فرمانروايى يهود گماشت اما او كه حكمرانى ضعيف و فاسد و سخت نادان بود ، در نهمين سال پادشاهى خود ، پرچم طغيان و استقلال برافراشت و با اين كار خود مصيبت و بلا را بر خاك يهود سرازير كرد . سربازان كلدانى آنها را محاصره كردند و با استفاده از سنگاندازها و منجنيقها شهرها را سوزاندند و ويران كردند ؛ خونهاى بسيار ريختند ؛ غارت و كشتار و اسارت بنى اسرائيل را بر خود مباح دانستند و هيكل سليمان و تمامى بناهاى باستانى بنى اسرائيل را به شدت درهم كوبيدند . در اين بين ؛ صدقيا و اطرافيان او كوشش كردند - از پشت شهر - بگريزند اما ناكام ماندند و آنان را دستبسته ، نزد بخت نصر آوردند . بخت نصر ابتدا دو پسر او را پيش چشمش كشت . آنگاه چشمانش را از حدقه درآورد و در آخر او را با غل و زنجير روانه بابل ساخت . در اين حمله ، تمامى بنى اسرائيل - جز بيماران و پيران فرتوت - به اسارت بابليان درآمدند . بخت نصر مردى سستنهاد از اسباط بهنام جدليا را بر ايشان گمارد . پس از چندى جماعتى از يهود ، به رهبرى شخصى بهنام اسماعيل از نسل پادشاهان ، بر شاه تاخته ، او را كشتند و خود نزد فرعون مصر پناهنده شدند . اين سرانجام كار يهود در فلسطين بوده است ؛ اما تورات و ديگر كتابهاى يهود ، همگى ، در پى حمله لشكريان كلدان از صفحه گيتى محو شدند و از آن پس نشانى از آنها يافت نشده است . « 1 »
آيا تورات مجددا پديدار شد ؟
بيش از هفتاد هزار يهودى و كاهنان و فرزندان ايشان به دست بابليان اسير شدند و اسارت ايشان در مظلوميت و تنگنايى شديد ، بيش از نيمقرن به طول انجاميد . در
هامش
( 1 ) . عهد قديم ، كتاب ملوك ثانى ، باب 25 - 24 ، ص 632 - 629 .