پيش از او و نه پس از او كسى مانند او ديده نشده است . « 1 »
با همه اينها باور اين مطلب بر ما دشوار است . آيا حلقيا در ادعاى خود مبنى بر اينكه كتاب شريعت را آن هم پس از گذشت ساليان دراز از فقدان آن يافته ، صادق است ؟ خوب است بدانيم در زمانى كه حلقيا اين ادعا را كرده است ( يعنى سال 622 قبل از ميلاد ) ، بيش از سه قرن ( 338 سال ) از سال 260 تا 622 قبل از ميلاد بر عهد قديم گذشته بود ؛ بىآنكه اثرى از آن در بين باشد ؛ چون در خلال اين دوره ، حوادث مختلفى بر بيت المقدس گذشته و بارها در معرض غارت و تاراج قرار گرفته بود ؛ از جمله ، در سال 927 قبل از ميلاد كه فرعون مصر ( شيشاق ) بر صهيون يورش برد و شهرهاى باستانى آنها را ويران نمود و با حمله به بيت المقدس ، تمام لوازم و اموال آن را به غارت برد . همچنانكه اين شهر در عصر پادشاه اسرائيلى مرتد منسىّ ( 698 - 642 قبل از ميلاد ) بار ديگر با خرابى مواجه شد . او مردم را به پرستش بتها دعوت كرد و شريعت را فاسد نمود و بيت المقدس را كه خانه پرستش خداوند بود به بتكده مبدل ساخت .
از اين گذشته در تمام اين مدت طولانى همواره زائران و رفتوآمدها داشته است و عدهاى نگاهبان و خدمتگذار در هر بامداد و شامگاه آن را پاكيزه نگاه مىداشتند و از آن مراقبت مىكردند . پس چگونه اين كتاب از چشم همگان پوشيده مانده بود ؟
راهى نيست جز آنكه بگوييم اين نقشهاى بود از قبل كشيده شده و شايد پادشاه كه به دنبال اصلاح دينى مىگشت خود ، با كاهن اعظم - در نقشهاى مشترك - اين داستان را ساختهاند يا شايد كاهن - چنان كه فخر الاسلام احتمال داده است - « 2 » وقتى ديد شاه از آغاز كار در ترويج دين و برپا نمودن شعائر آن جديت و شور نشاط دارد ، با گردآورى پراكندههاى احكام شريعت و تدوين آن در يك كتاب - به شكل سابق خود - كوشيد به پشتيبانى او برخيزد . او بالاخره پس از تلاش 17 ساله آن را گرد آورد و با آن داستان ساختگى و شيوه شبههانداز ، به شاه تقديم كرد ؛ زيرا كاهنان اسرائيلى
هامش
( 1 ) . عهد قديم ، ص 619 ، كتاب دوم پادشاهان ، باب 23 ، شماره 25 - 24 .
( 2 ) . ر . ك : انيس الاعلام ، ج 2 ، ص 29 - 27 و ج 3 ، ص 175 .