درست ، عن عبداللَّه بن مسكان » پس مشخّص مىشود كه ضمير « عنهما » به « محمّد » و « درست » برمىگردد ومىتوان به اين وسيله از حديث ، رفعِ اجمال نمود . « 1 »
حلّ مشكلات در مشتركات
صاحب منتقى الجمان در اين باب مىنويسد :
در سند بسيارى از روايات ، نامهاى مطلق ومشتركى به چشم مىخورد كه بين ثقة وغير ثقة ، مشترك است واين ، به ظاهر ، موجب خلل در صحّت سند حديث مىشود . ما براي تشخيص راه حلّ صحيح با يك مقدّمه ، حقيقت حال را روشن مىسازيم .
مصنّفان كتب روايى بر اين روش بودند كه رواياتى را پى در پى مىآوردند وفقط در روايت اوّل ، سند را به تفصيل ، نقل مىكردند ودر ساير روايات ، به دليل اعتماد برسند روايت اوّل ، بخش غير مشترك سند را ذكر مىكردند .
انتقال اين روايات از اين كتاب به كتاب ديگر ومتفرّق شدن آنها از يكديگر ، ترتيب طبيعي آنها را بر هم مىزد وموجب تقطيع ودر نتيجة ، اجمالِ روايات مىشد وهمين نكته ، سبب اختلاف آراى علما دربارهء اين گونه اسناد وتشتّت أقوال بين آنان مىشد .
راه شناخت وجدا ساختن اين گونه روايات از يكديگر ، ممارست كامل وتفحّص وبررسى دقيق سند آنها است ؛ زيرا بيشتر راههاى رسيدن به سلسله سند أحاديث با يكديگر متّحد ومتّفق است وأصل در طُرُق اتّحاد است وتعدّد ، امرى عارضى است ومىتوان آن را حل نمود . يكى از راههاى دستيابى به سند صحيح وحلّ مشكل ، مراجعه به كتابهاى رجالي است كه در آنها طرق حديث ، بيان شده است ؛ مانند كتاب الفهرست شيخ طوسي رحمه الله والرجال نجاشي ومشيخهء كتاب من لا يحضره الفقيه و . . . . « 2 »
هامش
( 1 ) . اين مطلب را در كتاب جامع المقال ، ص 48 مفصلًا بيان نموده است .
( 2 ) . منتقى الجمان ، ج 1 ، ص 31 .