1 . اگر سند و مستند طرفداران نسخ به طورى كه « نحاس » مىگويد ، اين آيه باشد كه خداوند مىفرمايد :
« فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ » . ( 9 / 5 )
« مشركين را در هر كجا به دست آورديد ، به قتل برسانيد . »
واقعاً خيلى جاى تعجب و شگفتآور است زيرا همين آيه حكم قتل مشركين را به پايان يافتن ماههاى حرام مشروط و معلق ساخته و چنين گفته است :
« فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ » ( 9 / 5 )
« چون ماههاى حرام تمام شد ، مشركين را در هر كجا كه يافتيد ، بكشيد ! »
با اين حال چگونه مىتوانند ، اين آيه را مجوز جنگ در ماه حرام بدانند و چگونه با اين آيه ، حكم تحريم جنگ در ماه حرام و آيه آن را نسخ مىكنند ؟ !
2 . طرفداران نسخ اگر در گفتارشان به « اطلاق » آيه « سيف » استناد و تكيه مىكنند :
« قَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّهءً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّهءً » . ( 9 / 36 )
بديهى است كه اين آيه « مطلق » و كلى است و شكى در اين نيست كه « مطلق » نمىتواند « مقيد » و موقت را نسخ كند ، بخصوص آن جا كه زمان صدور « مقيد » ، متأخر از « مطلق » باشد .
3 . و اگر آنان در اين گفتار به روايت « ابن عباس » و « قتاده » تمسك كنند كه مىگويند اين آيه با آيه « سيف » نسخ گرديده است ، اين استدلال نيز از چند جهت مردود و غير قابل قبول است زيرا :
1 . نسخ با خبر واحد ثابت نمىشود .
2 . اين روايت ، از معصوم نقل شده است و شايد اجتهادى بوده كه بوسيلهء خود « ابن عباس » و « قتاده » به عمل آمده است .
3 . اين روايت با روايت ديگرى كه « ابراهيم بن شريك » نقل مىكند ، مخالف
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 521
مساهمون: السيد الخوئي
ص٥٢١