پدر و مادر هم چيزى از آن مىدادند ، بوسيلهء وصيت بود و اين آيه مربوط به همان وصيت است ولى بعداً آيات ارث نازل گرديد و آن حكم قبلى و وصيت مخصوص را كه به جاى ارث به كار مىرفت نسخ نمود . اين است كه مىگويند آيهء وصيت با آيهء ارث نسخ گرديده است ولى اين نظريه از چند جهت مردود است ، زيرا :
1 - اين حكم گر چه در صحيح بخارى نقل شده است ولى خبر واحدى بيش نيست و خبر واحد نيز نمىتواند آيه قرآن را نسخ كند .
2 - اين مطلب متوقف بر اين است كه نزول آيه ارث متأخر از اين آيه باشد ، ولى طرفداران نسخ نمىتوانند آن را ثابت كنند و اما ادعاى قطع و يقين كه بعضى از علماى حنفىمذهب نمودهاند ، بر آنها است كه اين ادعا را ثابت كنند .
3 - از آيه وصيت چنين استفاده مىشود كه : شخص قبل از مرگش مىتواند براى قوم و خويش خود وصيت كند و اين حكم مسلماً نسخ نشده است زيرا آنان در صورتى كه ميت فرزند دارد ، نمىتوانند ارث ببرند و آيه ارث در اين صورت براى خويشاوندان سهمى معين نمىكند و اگر در مورد آنها وصيت شود ، مىتوانند طبق وصيّت ، سهمى از اموال ميت ببرند و اين حكم نسخ نگرديده و همچنان پابرجاست ، وصيت براى پدر و مادر نيز همين طور جايز و نافذ است و نسخ نشده است .
4 - گذشته از همهء اينها موضوع ارث بعد از وصيت جريان پيدا مىكند ، يعنى اگر ميتى وصيت داشته باشد ، به مانند قروض و بدهىهاى وى ، اول وصيت او را اجرا مىكنند ، سپس در مابقى اموال وى احكام ارث اجرا مىشود . خود آيه ارث نيز اين ترتيب را گوشزد مىكند ، آن جا كه مىگويد : « مِنْ بَعْدِ وَصِيَّهءٍ يُوصى بِها « 1 » » .
بنابراين ، آيه ارث نه تنها وصيت را نسخ نمىكند ، بلكه آن را تنفيذ و بر آن تأكيد مىنمايد .
هامش
( 1 ) . « ارث بعد از انجام وصيتى است كه ميت نموده است . »