براى آنان نمىبخشد و نظريه آنها را ثابت نمىكند و روايات مورد بحث را در دلالتش بر جواز متعه ، متزلزل نمىسازد .
اين است كه طرفداران حرمت متعه همانطور كه گفتيم ، در اين روايت دست به تحريف زدهاند و تغييراتى در آن به وجود آوردهاند ! خدا ريشهء تحريف را بركند و نقش طرفداران تحريف را نقش بر آب سازد . ولى گروهى از مفسيرين و دانشمندان فقه و علماى حديث اين روايت را به طور صحيح از بخارى آوردهاند . اينك اسامى آنان و كتبى كه اين حديث در آنها به طور صحيح و تحريف نشده آمده است :
1 - بيهقى در سنن خود 8 / 200 چاپ حيدر آباد
2 - سيوطى در تفسير خود 3 / 207 چاپ ميمنيه مصر
3 - زيلعى در نصب الرايه 3 / 180 چاپ دارالتأليف
4 - ابن تيميه در المنتقى 2 / 517 چاپ حجاز
5 - ابن قيم در زاد المعاد 4 / 8 چاپ محمد على صبيح
6 - قنوچى در الروضهء النديه 2 / 16 چاپ منيريه
7 - محمد ابن سليمان در جمع الفوائد 1 / 589 چاپ دارالتأليف
اينها كسانى هستند كه حديث متعه را بدون تحريف و به طور صحيح از بخارى گرفتهاند ، اين حديث غير از مصادر مذكور در مصادر ديگر نيز آمده است :
1 - مسند احمد 1 / 430
2 - تفسير قرطبى 5 / 130
3 - تفسير ابن كثير 2 / 87
4 - احكام القرآن 2 / 184
5 - اعتبار حازمى ص 176
اين روايت علاوه بر مصادرى كه در اينجا آورديم ، مصادر و مدارك ديگرى نيز دارد ، مانند : صحيح ابى حاتم بستى و ديگر مصادر معتبر .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 843
مساهمون: السيد الخوئي
ص٨٤٣