1 - طرفداران عدم جواز متعه « ابن مسعود » را از سند حديث بخارى انداختهاند زيرا آنان بيقين مىدانستند كه ابن مسعود به جواز متعه معتقد است و وجود وى در سند اين روايت قرينه و گواه روشنى خواهد بود بر اينكه منظور از نكاح كه در روايت تجويز گرديده است ، همان متعه و ازدواج موقت مىباشد .
2 - طرفداران عدم جواز يك تصرف ديگرى نيز در اين مورد به عمل آوردهاند و كلمهء « الى اجل » را از آخر روايت برداشتهاند زيرا اين كلمه صريح است در اينكه منظور از نكاح در اين روايت همان متعه و ازدواج موقت است ، چنان كه شارحان حديث آن را به همين معنى تفسير كردهاند و گفتهاند كه منظور از نكاحى كه پيغمبر اسلام در روز جنگ به آن اجازه و رخصت داده است ، ازدواج موقت مىباشد نه ازدواج دائم ، مخصوصاً اينكه جملهء « ليس معنا نساء » زنان با ما نبودند اين معنى را تأييد و تثبيت مىكند زيرا منظور از « زنان » در اين جمله همسران دائمى سربازان جنگى بود كه در جنگ ، آنان را به همراه نداشتهاند نه منظور هر زنى باشد چون اگر هيچ زنى در آن جا نبود ، مفهومى براى ازدواج باقى نمىماند تا پيامبر به آنان رخصت دهد ، به خصوص اينكه اين جمله در بعضى از روايتها بدين گونه آمده است كه « ليس لنا نساء » زنان اختصاصى ما ( همسران رسمى ) با ما نبودند .
با اين بررسى كوتاه معلوم مىشود كه سربازان جنگى در آن جنگ همسرانشان را به همراه نداشتند و براى پيشگيرى از
گناه و ارتكاب به حرام ، پيامبر خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) به آنان اجازه فرمود كه از متعه و نكاح موقت استفاده كنند تا به زنانشان برسند .
دلالت اين روايت بر جواز متعه و نكاح موقت به طورى قطعى و روشن است كه حتى گروهى از مخالفين متعه هم نتوانستند آن را انكار كنند و در رد جواز متعه راه ديگرى پيش گرفته و گفتهاند كه اين روايت گرچه بر جواز « متعه » دلالت دارد ولى بوسيلهء روايات ديگرى كه بعداً در تحريم « متعه » صادر شده ، نسخه شده است .
ولى اين گفتار هم به دلائلى كه در مسئله عدم نسخ آيه متعه گفتيم ، سودى
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 842
مساهمون: السيد الخوئي
ص٨٤٢