اين خلاصهء سخنى است كه در اين مورد گفته شده است ولى با آن بيان كه جايى براى اين سخن و جوابى كه از آن گفتهاند ، باقى نمىماند .
خلاصه اينكه : عملى كه در يك قضيه ذكر مىشود - اعم از قضيهء خبرى يا انشايى - در صورتى كه شمول و عموميت به تمام افراد داشته باشد همانطور كه با كلمههاى ديگر تخصيص مىزنيم ، مىتوانيم با كلمهء غير هم توصيف كنيم و تخصيص بزنيم و مىتوانيم مثلًا بگوييم : « جائنى جميع اهل البلد » و يا « اكرم جميع اهل البلد غير الفاسقين » در اين دو جمله مىبينيم كه كلمهء « غير » به صورت وصف از « اهل بلد » به كار رفته است .
ضالين : عطف است بر جملهء « غير المغضوب عليهم » و كلمهء « لا » كه بعد از كلمهء « غير » آمده است براى تأكيد نفى مىباشد تا تصور نشود كه « نفى و استثنا شدهها » بلكه در اين آيه هركدام از اين دو گروه به طور مستقل مورد نفى و استثنا قرار گرفته است زيرا كلمهء « غير » نيز مانند « لا » به طور ضمنى به نفى دلالت مىكند و به جاى اسباب و ادوات نفى به كار مىرود ، چنان كه مىگويند : « جالس رجلا غير فاسق و لا سىء الخلق » با مردى همنشين باش كه فاسق و بداخلاق نباشد و « اعبدالله به غير كسل و لا ملل » خدا را ستايش كن بدون اينكه سست و يا خسته باشى !
مىبينيم در اين دو جمله ، كلمه « غير » براى نفى به كار رفته است ولى بعضى از دانشمندان تقريباً معاصر ، چنين پنداشتهاند كه استعمال « غير » در نفى درست نمىباشد ، اين است كه مجبور گرديدهاند ، آيه را به نحو ديگر توجه و تصحيح كنند و خود را در اين راه به زحمت و تكليف انداختهاند ولى چون نتوانستهاند سخن قانع كنندهاى بياورند به جز خود اعتراف نمودهاند .
تفسير
پس آن كه خداوند متعال در آيات قبلى بر بندگانش تلقين و يادآورى نمود كه
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 829
مساهمون: السيد الخوئي
ص٨٢٩