حجرالاسود و امثال اينها كه به خدا منسوبند .
اينگونه خضوع و اظهار تذلل نه تنها با توحيد خداوند منافات ندارد و خالى از اشكال است بلكه از نظر خداوند بسيار محبوب و مورد پسند است چنان كه مىفرمايد :
« فَسَوْفَ يَأْتِى اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّهءٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّهءٍ عَلَى الْكَافِرينَ » . ( سورهء مائده / 54 )
« خداوند به زودى افرادى را مىآورد كه دوستشان مىدارد و آنان نيز خدا را دوست مىدارند . در برابر مؤمنان متواضع و در برابر كافران سرسخت و نيرومندند . »
آرى ، اين نوع خضوع و تذلل كه به فرمان خدا مىباشد ، در واقع خضوع و تذلل در برابر خداست ، اظهار عبوديت و بندگى در پيشگاه او است زيرا كسى كه به يگانگى و توحيد خالص پروردگار معتقد است و عقيده دارد كه زنده كردن و ميراندن ، آفريدن و روزى دادن ، قبض و بسط ، عفو و عقاب ، همه و همه در دست او است و از طرف ديگر معتقد است كه پيامبر و جانشينان وى بندگانى بيش نيستند ولى بندگان پاك و فرمانبردار و گرامى كه در گفتار ، سبقت به پروردگارشان نمىجويند و هميشه از فرمان وى اطاعت مىكنند .
اگر چنين كسى با چنين عقيدهء پاك و بىآلايش آنان را وسيلهء تقرب به پيشگاه پروردگار و شفيع به درگاه وى قرار دهد و آن هم به اذن پروردگار باشد ، از حدود ايمان خارج نگرديده و غير خدا را نپرستيده است و نبايد نسبت شرك به او داد .
هر مسلمانى مىداند كه رسول اكرم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) براى احترام و تجليل ، حجر الاسود را مىبوسيد و دست به آن مىكشيد و به زيارت قبور مؤمنين و شهيدان و افراد صالح مىرفت و در برابر قبور اين افراد مىايستاد و سلام مىگفت و دربارهء آنان دعا مىكرد و صحابه رسول اكرم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) و مسلمانان دورانهاى بعد نيز به همين روش
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 797
مساهمون: السيد الخوئي
ص٧٩٧