با اين بيان ، روشن مىشود كه در تفسير قرآن ، اعتماد نمودن به آراى شخصى مفسرين و پيروى كردن از رأى و نظر آنان صحيح و روا نيست زيرا تبعيت از آرا و نظرات شخصى افراد جز پيروى از ظن و گمان ، چيز ديگرى را به حق و واقعيت نمىرساند « فَانَّ الظَّنَّ لا يُغْنى مِنَ الْحَقَّ شَيْئاً » .
مدارك تفسير
گفتيم كه در تفسير قرآن ، نبايد از ظن و گمان و آنچه حجيت و اعتبار عقلى و يا شرعى ندارد ، پيروى كرد بلكه بايد به دلائل علمى و اطمينانبخش و به مداركى كه از نظر عقل و يا شرع اعتبار و مدركيت آن ثابت شده است ، استناد شود ، مفسر قرآن در مسير تفسيرش بايد تنها از اينگونه مدارك علمى ، عقلى و شرعى كه در موضوعات ذيل خلاصه مىشود ، پيروى كند :
1 - ظواهر الفاظ قرآن يكى از مدارك معتبر تفسير است زيرا در صفحات گذشته روشن گرديد كه ظواهر الفاظ قرآن اعتبار و حجيت قطعى دارد .
2 - عقل فطرى و سالم از تأثيرات افكار و سليقههاى شخصى نيز در مسير تفسير يكى از مدارك قابل تبعيت است زيرا عقل حجيت و راهنماى صحيح و معتبر درونى است ، همانطور كه پيامبر حجت و راهنماى برونى است .
3 - دستورها و گفتارهايى كه به طور حتم از ناحيهء معصوم رسيده ، در تفسير قرآن كاملًا داراى اعتبار و قابل تبعيت است زيرا آنان در مسائل دينى مرجع معتبر و اطمينانبخشى هستند و پيامبر اكرم نيز لزوم تمسك به گفتار آنان را براى ما به صراحت و قاطعيت اعلان كرده و فرموده است : « من در ميان شما دو امانت سنگين به يادگار مىگذارم كه اگر بدانها تمسك بجوييد ، هرگز به ضلالت و گمراهى نخواهيد افتاد « 1 » »
هامش
( 1 ) . اين حديث در كنز العمال ، باب اعتصام به كتاب و سنت 1 / 153 و 33 ، چاپ دائرهء المعارف عثمانى آمده است كه مطالب زيادى را از طريق اين حديث مىتوان اثبات نمود ، مصادر اين حديث را در جلد اول بخش تعليقات پاورقى شماره ( 1 ) مطالعه فرماييد .