معناى تفسير
تفسير ، روشن ساختن مفهوم آيات قرآن و واضح كردن منظور پروردگار است . بنابراين ، در تفسير نبايد به مدارك ظنى و غير قابل اطمينان ، استناد نمود بلكه بايد به دلائلى تكيه كرد كه عقلًا يا شرعاً حجيت و اعتبار آن ثابت و مسلم است زيرا :
اولًا : پيروى از دلائل ظنى و غير يقينى ، شرعاً ممنوع و نارواست .
وثانياً : نسبت دادن مطلبى به خدا ، بدون اذن وى حرام و گناه بزرگ و نابخشودنى است چنان كه خداوند مىفرمايد :
1 . « قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ » . ( سورهء يونس / 59 )
2 . « وَ لَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ » . ( سورهء اسراء / 36 )
1 - « [ به آنان ] بگو كه آيا [ در اين گفتار ] خدا به شما اذن داده است يا به وى افترا مىبنديد ؟ »
2 - « از آنچه علم و آگاهى كامل بر آن ندارى پيروى مكن ! »
در اين مورد ، آيات و روايات فراوانى در دست داريم كه انسان را از استناد و عمل نمودن به آنچه كه اطلاع دقيقى از آن در دست نيست ، سخت برحذر مىدارد علاوه بر آن ، روايات فراوان ديگرى از طريق شيعه و سنى به ما رسيده كه در قرآن از تفسير به رأى و سليقهاى و از تاويلات دلبخواهى شديداً نهى و جلوگيرى مى كنند .