تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨
نخواهد بود ، ولى در ثروت‌هاى شما غير از زكات حق ديگرى نيز هست . ابوبصير مىگويد : عرضه داشتم : اصْلَحَكَ الله در ثروت ما غير از زكات چه حق ديگرى هست ؟ امام ( عليه السلام ) فرمود : سُبْحانَ الله ! آيا نشنيده‌اى گفتار خدا را در قرآن مجيدش ؛ « وَ الَّذينَ فى امْوالِهِمْ حَقٌ مَعْلُومٌ . . . » ابو بصير گويد : عرضه داشتم اين حق معلوم چيست ؟ امام ( عليه السلام ) در جوابم فرمود : به خدا سوگند ! اين حق همان است كه به هر شخص متوجه است كه هر روز يا هر هفته و هر ماه به مقدار كم يا زياد از مال خود دائماً به بيچارگان و نيازمندان بدهد . باز كلينى ( رحمه الله عليه ) با اسناد خود از اسماعيل بن جابر از امام صادق ( عليه السلام ) در تفسير آيه « وَ الَّذينَ فى امْوالِهِمْ حَقٌ مَعْلُومٌ . . . » نقل مىكند : سؤال نمودم آيا حق غير از زكات است ؟ امام فرمود : آرى ! خداوند به شخصى ثروت و مال مىدهد و او از اين ثروت هزار درهم ، دو هزار درهم ، سه هزار درهم بيشتر يا كمتر كنار مىگذارد كه با آن صلهء رحم كند و گرفتارى خويشان و نزديكان خود را بر طرف سازد و اين حق همان است . روايات ديگرى در اين زمينه از امام باقر ( عليه السلام ) و امام صادق ( عليه السلام ) وارد شده است . « 1 » بيهقى در « شعب الايمان » با اسناد خود از غزوان بن ابى حاتم نقل نموده است كه ابوذر در كنار خانهء عثمان بود و اجازهء ورود به وى داده نمىشد ، مردى از خاندان قريش او را ديد و سؤال نمود : اباذر ! چرا در كنار اين درب نشسته‌اى ؟ ابوذر گفت : اينان امتناع دارند از اينكه به من اجازهء ورود بدهند ، آن مرد قريشى وارد خانهء عثمان گرديد و گفت : يا اميرمؤمنان ! گناه ابوذر چيست كه در بيرون در نشسته و به وى اجازهء ورود داده نمىشود ؟ عثمان به ابوذر اجازهء ورود داده و او وارد گرديد و در ميان جمعيّت نشست . عثمان خطاب به كعب الاحبار چنين گفت : يا ابا اسحاق ! اگر صاحب مالى
هامش
( 1 ) . وافى 6 / 52 باب ( الحق المعلوم ) و باب قبليش .