خواهد بود ولى بنا به احتمال دوم كه منظور از حق در اين دو آيه يك حق واجب غير از زكات باشد ، اين دو آيه نسخ گرديده است ، زيرا با وجوب زكات تمام صدقات واجب ديگر كه در قرآن آمده بود ، منسوخ شده است و فعلًا جز زكات ، صدقهء واجبى در اسلام وجود ندارد .
عدهاى از علما در معناى اين دو آيه همين احتمال را پذيرفته و « حق معلوم » را حق واجبى غير از زكات دانستهاند ، اين است كه به نسخ اين دو آيه قائل شدهاند .
پاسخ : تحقيق و بررسى در مفهوم اين دو آيه نشان مىدهد كه منظور از « حق » نه زكات است تا از آيات زكات محسوب شود و نه حق واجب ديگرى است تا نسخ شود ، بلكه منظور از آن ، يك حق مستحبى است كه در شرع مقدس اسلام به پرداختن يك چنين حقى به طور ندب و استحباب دستور داده شده است و به طورى كه اشاره گرديد ، اين دستور و فرمان در اسلام هميشه بوده و خواهد بود . بنابراين معنى ، نسخى به اين دو آيه متوجه نگرديده است .
دليل ما بر اينكه منظور از حق در اين دو آيه ، حق مستحبى است نه حق واجب ، اين است كه :
1 - روايات فراوانى به طريق شيعه وارد گرديده است كه همه آنها صدقات واجب در اسلام منحصر به زكات مىدانند .
2 - و از ائمه اهل بيت و خاندان عصمت و طهارت ( عليهم السلام ) رواياتى به دست ما رسيده كه حق را در اين دو آيه به همان حقوق مالى مستحبى تفسير مىكنند ، چنان كه :
ثقهء الاسلام « كلينى » ( رحمه الله عليه ) با اسناد خود از ابو بصير نقل مىكند كه : ما ، در محضر امام صادق ( عليه السلام ) بوديم و عدهاى از ثروتمندان نيز با ما بودند ، دربارهء زكات گفتگو به ميان آوردند ، امام صادق ( عليه السلام ) فرمود : انسان به وسيلهء زكات دادن قابل مدح و تعريف نمىباشد ، زيرا زكات حقى است كه شخص با پرداختن آن ، خون خود را حفظ مىكند و مسلمان ناميده مىشود و اگر زكات نپردازد ، نمازش هم قبول
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 647
مساهمون: السيد الخوئي
ص٦٤٧