« فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِمَن شِئْتَ مِنْهُمْ » . ( سورهء نور / 64 )
« اگر [ از مؤمنان ] براى بعضى از كارهاى مهم خود ، از تو اجازه بخواهند ، به هر يك از آنان كه مىخواهى [ و صلاح مىدانى ] اجازه ده ! »
به نظر ما : اين آيات نسخ نشدهاند ، زيرا اين آيات به صراحت دلالت دارند بر اينكه ممنوع بودن استيذان در ترك جهاد و مورد عتاب قرار گرفتن رسول اكرم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) به جهت اجازه دادن به متخلفين و بهانهجويان ، هنگامى بوده است كه دورغگويان و راستگويان از يكديگر تشخيص دادهنمىشدند و خداوند در اين آيات بيان نموده است كه افراد متخلف و بهانهجو از پيامبر اجازه مىگرفتند كه در شهر بمانند و اين اجازه را بهانه قرار مىدادند كه از حضور در ميدان جنگ شانه خالى كنند .
اينجا بود كه خداوند به خاطر پيامبرش فرمان داد كه به هيچ كس اجازهء تخلف از جنگ ندهد تا وضع افراد از نظر ايمان و كفر و از نظر حقيقتگويى و يا بهانهجويى روشن گردد و پس از آنكه وضعشان معلوم شد ، خداوند از طرفى به مؤمنين اجازه داد كه براى بر طرف كردن بعضى از گرفتارىهاى زندگى خود از پيامبر اجازه بگيرند و با اجازهء وى حق دارند موقتاً از جهاد معاف شوند و از طرف ديگر در آيه « فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ . . . » به پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) نيز اجازه داد كه به هر يك از مسلمانان كه صلاح مىداند و مشكل جدى دارد ، اجازه بدهد و او را جهت شركت در جنگ آزاد بگذارد .
با اين توضيح معلوم گرديد كه منافات و تضادى در ميان مفهوم اين دو نوع آيه وجود ندارد تا يكى ناسخ ديگرى باشد ، بلكه مفهوم و مفاد هر يك از آنها به مورد خاص خود اختصاص دارد .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 615
مساهمون: السيد الخوئي
ص٦١٥