بحث مىباشد ، روشن مىگردد « 1 » و آن آيه اين است :
« انفِرُوا خِفَافاً وَ ثِقَالًا وَ جَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ فِى سَبِيلِ اللّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ » . ( سورهء توبه / 41 )
« همگى به سوى ميدان جهاد حركت كنيد ، سبك بار و يا سنگين بار و با اموال و جانهايتان در راه خدا بجنگيد و اين براى شما بهتر است اگر بدانيد . »
مىگويند : مفهوم اين آيه يك فرمان عمومى است كه تمام مؤمنين بايد به سمت جنگ و جهاد حركت كنند و با همان آيه « وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ . . . » كه جهاد را از عموم سلب نموده و به گروه معينى اختصاص داده ، نسخ گرديده است .
پاسخ : همانطور كه در آيهء اول توضيح داديم ، مفهوم اين آيه نيز عموم نيست كه با آيه ديگر نسخ شود بلكه اختصاص به كسانى دارد كه اين دستور مستقيماً متوجه آنها شده است .
گذشته از اين ما اين نكته را بارها توضيح داديم كه تخصيص دادن يك حكم عمومى به بعضى افراد و مصاديق ، خارج از مقولهء نسخ است و نوعى تخصيص و استثنا است بر يك حكم كلّى .
علاوه بر همهء اينها خود آيهء شريفه « وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ » نه تنها ناسخ اين دو آيه نيست بلكه دليل بر عدم نسخ نيز است زيرا اين آيه به صراحت مىرساند كه فرمان حركت به سوى جنگ ، از اول به طور عموم نبوده است كه به همهء مسلمانان متوجه شود سپس به ناچار نيازمند به نسخ با آيه ديگر گردد و اين حكم عمومى نسخ شود ، بلكه حكم وجوب حركت به سوى ميدان جنگ از اول متوجه گروه خاصى از مؤمنين بوده كه مخصوصاً براى جنگ خواسته شوند يا در حد كفايت براى جنگ باشند .
هامش
( 1 ) . اين نظريه را قرطبى در تفسير خود 8 / 150 به قائل مجهول ، نسبت داده است ولى طبرسى در مجمع البيان 3 / 33 آن را به سدى نسبت داده است .