تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
صلح نجران نازل گرديده بود ، اگر آيه سيف بر اهل كتاب شمول و عموميت داشت ، رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) با نصاراى نجران - كه اهل كتاب بودند - پيمان صلح منعقد نمى كرد . از اين جا روشن مىشود كه آيه « سيف » مخصوص به مشركين است ، ولى آيه صلح عموميت دارد و يك حكم كلى و عمومى را دربر دارد كه با آيه سيف تخصيص و استثنا خورده و به اهل كتاب اختصاص پيدا كرده است . بديهى است كه استثنا و تخصيص غير از نسخ است . وثانياً : وجوب جنگ با مشركين و جايز نبودن صلح با آنان مشروط به اين است كه مسلمانان در برابر مشركين از قدرت و امكاناتى برخوردار بوده و احتمال غلبه و پيروزى براى مسلمانان در ميان باشد و در غير اين صورت صلح و سازش با كفار هيچ ايراد و اشكالى ندارد ، چنان كه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) در جنگ « حديبيه » از اين قانون استفاده نموده با قريش پيمان صلح برقرار نمود . با اين گفتار معلوم گرديد كه آيه صلح با آيه سيف نسخ نگرديده است ، منتهى در صورت ضعف و جنگ در صورت نيرومندى و برترى مسلمانان است ، چنان كه خداوند مىفرمايد : « فَلَا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ وَ لَن يتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ » . ( سورهء محمد / 35 ) « پس هرگز سست نشويد و دشمنان را به صلح [ ذلت بار ] دعوت نكنيد در حالى كه شما برتريد و خداوند با شما است و از [ ثواب ] اعمال شما كم نخواهد كرد . » مىبينيم كه اين آيه همان نيرومندى و برترى مسلمانان را علت و عامل عدم تقاضاى صلح قرار داده است .