گر چه تعداد آنان ده برابر تعداد مسلمانان هم باشد ، سپس خداوند به مسلمانان تخفيف داد و حد وجوب جنگ را از ده برابر به دو برابر تنزل داد و فرمود كه اگر صد نفر از شما در برابر دويست نفر و هزار نفر از شما در برابر دو هزار نفر از كفار باشند ، بر آنان پيروز خواهد بود .
به نظر ما : در اين آيه هم نسخ به وقوع نپيوسته است ، زيرا نسخ در اين آيه با دو شرط مىتواند واقع گردد : ى كى اينكه ثابت شود كه اين دو آيه با هم و يك جا نازل نگرديدهاند و در ميان آنها فاصله زمانى بوده است ، دوم اينكه آيه دوم پس از فرا رسيدن وقت عمل به آيه اول ، نازل شده باشد زيرا اگر حكمى قبل از آن كه مورد عمل قرار بگيرد نسخ گردد ، در اين صورت تشريع حكم اول لغو خواهد بود .
ولى طرفداران نسخ نمىتوانند اين دو مطلب را ثابت كنند مگر اينكه به خبر واحد تمسك جويند در صورتى كه ما قبلًا توضيح داديم كه به اتفاق و اجماع تمام علما و دانشمندان نمىتوان با خبر واحد ، نسخ آيهاى را ثابت نمود .
در اين جا بايد اين مطلب را نيز اضافه كنيم كه سياق خود اين دو آيه بهترين گواه و دليل آن است كه در ميان اين دو آيه فاصله زمانى نبوده و هر آيه با هم و در يك زمان نازل گرديدهاند . بنابراين ، حكم هر دو آيه ثابت و پابرجا است و جمع آن به اين است كه : حكم آيه دوم يعنى جنگ صد نفر مسلمان با دويست نفر كافر كه دو برابر است ، در صورت احتمال پيروزى ، واجب مىباشد ولى حكم آيه اول يعنى مثلًا بيست نفر مسلمان در برابر دويست نفر كفار كه ده برابر است يك دستور استحبابى مىباشد نه يك حكم واجب . با اين حال چگونه مىتوان گفت كه يك حكم مستحبى با يك حكم واجب نسخ گرديده است .
وانگهى لازمه گفتار طرفداران نسخ در اين آيه ، اين است كه مجاهدين و رزمندگان اول اسلام با استقامت تر و قوى تر از رزمندگان دورانهاى بعد به
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 608
مساهمون: السيد الخوئي
ص٦٠٨