قانون و حكم ديگرى نسخ گردد ، بلكه اين آيه مىخواست از يك حقيقت خبر و اطلاع بدهد كه تا روز نزول آيه جز موارد چندى كه در آيه به آنها اشاره شده ( ميته ، خون ، گوشت خنزير و حيوانى كه به نام غير خدا ذبح شود ) حيوانات و مأكولات ديگر در اسلام حرام نگرديده بوده است و اين منافات با آن ندارد كه بعداً حيوانات ديگر هم تحريم شده و به آن چند مورد كه قبلًا حرام بوده اضافه شود . بنابراين ، ادعاى نسخ در اين آيه درست نيست ، زيرا نسخ در جمله « خبريه » كه از يك واقعيتى خبر مىدهد ، معنى ندارد .
و اما آيهء شريفه كه گوشتهاى حرام را تا آن روز به چند مورد منحصر ساخته ، منظور از اين شمارش و انحصار ، يا اضافى و نسبى است به اين معنى كه مشركين از پيش خود مأكولاتى را كه در قانون خدا حرام نبود ، تحريم كرده بودند و اين آيه در مقام رد و انكار عقيده آنان فرود آمده است و اين معنى از سياق و لحن آيهء قبل به دست مىآيد و يا اينكه حصر حقيقى و واقعى است ، به اين معنى كه گوشتهاى حرام در موقع نزول اين آيه دقيقاً به همان قسمت از مأكولات كه در آيه آمده منحصر بوده است و اين معنى از معناى اول روشنتر و به فهم نزديكتر است ، زيرا اين آيه در مكه و در اوائل اسلام نازل گرديده است و پس از آن قهراً چيزهاى ديگرى هم حرام شده است ، چون احكام اسلام به تدريج و متناوباً و در طول بيست و سه سال دوران زندگى پيامبر اسلام نازل گرديد و بديهى است كه تحريم نمودن چيزى پس از تحريم چيز ديگر و نزول تدريجى حكم ارتباطى به نسخ ندارد .
خلاصه
از همه آنچه گفته شد ، چنين بر مىآيد كه : اولًا ، آيهء مورد بحث در مقام اخبار است نه در مقام تشريع و قانونگذارى و ثانياً ، منحصر كردن گوشتها به چند مورد معدود در اين آيه يا حصر نسبى و يا حصر حقيقى و در هر دو صورت نسخ در آن مفهومى ندارد .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 600
مساهمون: السيد الخوئي
ص٦٠٠