تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحاوي في رجال الشيعة الإمامية — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
گفت ، صفدى كه از شاگردان ذهبي بوده ، به احتمال ، به أصل اين كتاب دسترسى داشته است ؛ اما از آنجا كه در بيشتر موارد ، منابع خود را ياد نمىكند ، در اين‌باره نمىتوان اظهارنظر كرد كه آيا شرح‌حالهايى برگرفته از ابن أبي طي در كتاب وى هست كه ذهبي نياورده باشد يا نه . در موارد موجود ، از شباهتى كه بين عبارات وى وعبارات اخذ شده توسط ذهبي از كتاب ابن أبي طي هست ، مىتوان متن يادشده در الوافي را از كتاب تاريخ الشيعة دانست . دربارهء ابن حجر بايد گفت كه وى أصل كتاب را در اختيار داشته است . وى شرح‌حالهايى از كتاب ابن أبي طي آورده كه ذهبي از آنها در كتاب تاريخ الاسلام ياد نكرده است . افزون بر آن ، ابن حجر در موردى كه در كتاب الإصابة از اين اثر با عنوان تاريخ الشيعة الإمامية نقل كرده ، دربارهء سعنه مىنويسد : لكن وجدت بخطّ ابن أبي طي في رجال الشيعة الاماميه . « 1 » در لسان الميزان نيز اين تعبير را در ذيل شرح‌حال سيد حميرى ( إسماعيل بن محمد ) وموارد ديگر آورده كه نقل خواهد شد . درواقع بايد گفت ، ابن حجر بيشتر منابع رجالي شيعه را در اختيار داشته واز آنها در لسان الميزان استفاده كرده است . وى در موارد متعددى از كتاب رجال علي بن الحكم « 2 » نقل كرده كه امروزه هيچ اثرى از آن در دست نيست . موارد فراوانى از تاريخ الري منتجب الدين آورده كه ما در مقالى ديگر آنها را فرآهم آورديم . « 3 » همين‌طور كتاب فهرست شيخ طوسي ونيز كتاب رجال كشى ، رجال ابن عقده ، « 4 » رجال نجاشي ،
هامش
( 1 ) . الإصابة ، ج 3 ، ص 97 ، ج 6 ، ص 689 ( 2 ) . براي نمونه بنگريد به : لسان الميزان ، ج 1 ، صص 113 ، 128 ، 581 ؛ ج 2 ، صص 130 ، 147 ، 149 ، 153 ، 154 ، 159 ، 169 ، 173 ، 217 ، 224 ، 250 ، 255 ، 257 ، 290 ، 291 ، 319 ، 355 ، 412 ، 420 ، 485 ( دو مورد ) ، 491 ، 492 ، 501 ، 529 ( دو مورد ) ، 553 ( 3 ) . مقالات تاريخي دفتر دوم ، مقالهء شيعه وچهار اثر در تاريخ محلى ، ص 199 ( 4 ) . براي نمونه بنگريد : لسان الميزان ، ج 1 ، ص 547 ، ش 1115 ، ص 560 ، ش 1157