6 - باز در تورات آمده است :
« داوود با همسر « اورياى » مجاهد و مؤمن زنا نمود و همسر اوريا از اين زنا حامله شد . داوود از ترس افتضاح و رسوايى ، به مقام پردهپوشى برآمد و به « اوريا » دستور داد به خانهاش رفته ، با همسرش نزديكى كند تا حامله بودن همسر اوريا به خود او منتصب شود ولى « اوريا » امتناع نمود و گفت : چگونه رواست كه آقا و سرور من « يوآب » و غلامان وى در ميان صحرا بسر برند و من به خانهء خود روم و با خوردن و آشاميدن دل خوش كنم و با همسرم همبستر شوم ؟ ! نه هرگز ! به جان عزيزت سوگند كه من هرگز اين كار را انجام نمىدهم .
چون داوود از پردهپوشى ماجرا مأيوس و نااميد گرديد ، آن روز « اوريا » را نزد خويش نگه داشت و او را دعوت نمود كه نزد وى غذا و مشروب خورد و او را مست نمود ، فرداى آن روز داوود به امير لشكرش « يوآب » نوشت كه اوريا را در يك جنگ شديد در پيشاپيش لشكر قرار دهيد ، سپس او را تنها بگذاريد تا كشته شود .
طبق دستور داوود ، يوآب نيز همين كار را انجام داد ، بدين گونه اوريا در جنگ كشته شد و يوآب مرگ او را به داوود اطلاع داد ، داوود همسر اوريا را به خانهء خويش برد و پس از آنكه ايام عزادارى همسر اوريا نسبت به شوهرش تمام شد ، داوود او را رسماً به همسرى گرفت . « 1 » »
و در اصحاح اول از انجيل متى نيز آمده است كه سليمان پيامبر خدا و پسر داوود از همان زن به دنيا آمده است .
خوانندگان عزيز ! ملاحظه كنيد كه اين دروغستان چگونه به مقام والاى نبوت آن منصب عالى الهى جرئت و جسارت نمودهاند ؟ !
راستى چگونه مىتوان اين عمل زشت را به كسى كه داراى مختصر غيرت و مردانگى است ، نسبت داد تا چه رسد
به يكى از پيامبران بزرگ و پاك خداى يكتا ؟ !
هامش
( 1 ) . شموئيل ، كتاب 2 ، باب 11 - 12 .