گفت كه آن ، درخت مرگ است و سپس چون خدا ترسيد كه آدم از درخت حيات نيز استفاده كند و به زندگى جاويد و هميشگى دست يابد و در خدايى و سلطنت با او معارضه نمايد ، اين بود كه وى را از بهشت بيرون راند .
و باز از اين كتاب آسمانى ! استفاده مىشود كه خداوند جسم است و در ميان بهشت قدم مىزند و نسبت جهل به پروردگار مىدهد كه وى از محل و مخفيگاه آدم بىاطلاع بود .
از همه بدتر اينكه ، اين كتاب شيطان را خيرخواهتر از خدا معرفى مىكند و مىگويد كه شيطان بر آدم نصيحت كرد و آدم را از تاريكى جهل و نادانى به نور دانش و معرفت راهنمايى نمود و تشخيص نيك و بد را به وى آموخت .
2 - تورات داستان ابراهيم و نمرود را چنين آورده است :
« ابراهيم در برابر نمرود ، همسر خود ساره را خواهر خويش معرفى نمود و همسر بودنش را كتمان كرد ولى چون ساره زن زيبايى بود ، نمرود او را از دست ابراهيم گرفت و متقابلًا ابراهيم را مورد محبت خويش قرار داد و كمك مالى فراوان بر وى نمود . از آن روز ابراهيم داراى گاو ، گوسفند ، چهارپايان فراوان و داراى غلامان و كنيزان شد و ثروت كلانى بهدست آورد . آنگاه كه نمرود پى برد ساره همسر ابراهيم بوده است نه خواهر او ، به ابراهيم گفت : چرا واقعيت را كتمان نمودى و سبب شدى كه ساره را از دست تو ربودم و همسر خويش قرار دادم ؟ سپس نمرود ، ساره را به ابراهيم باز پس داد . « 1 » »
از اين داستان چنين استفاده مىشود كه ابراهيم خود عامل فساد شده ، موجب آن گرديده است كه نمرود همسر وى ساره را از دست او گرفته ، به همسرى برگزيند ! ! حاشا كه ابراهيم به چنين امر قبيح و زشتى كه افراد عادى نيز مرتكب آن نمىشوند مرتكب گردد ، در صورتى كه وى از عزيزترين و گرامىترين پيامبران خداست .
هامش
( 1 ) . تورات ، سفرپيدايش ، باب 12 .